هاتف

وبلاگ شخصی هاتف

سلام گنو/لینوکس

((اگه زیاده و موافقین پادکست شه بهم بگین))

و این سگ آبی بایونیک بود که تشریف آورد به کلیه لپ تاپ ها و کامپیوترهای من . تا قبل از این اصلا نمی دونستم موجودی به اسم سگ آبی هم وجود داره ولی خب ظاهرا وجود داره . می خوام تجربه شخصی خودم رو (از دید یک کاربر لینوکس نابلد نه یک حرفه ای) از لینوکس بگم .  اینکه واقا وقتی لینوکس نصب می کنین دقیقا چی در انتظارتونه و قراره چه کاری کنین . گنو/لینوکس اوبونتو نسخه ۱۸.۰۴ نسخه ای بود که من اون رو از سایت رسمی اوبونتو دانلود و روی یک فلش ریبختمش و اون فلش رو بوتبل (قابل بوت) کردم . و سپس با استرس تمام اون رو به کامپیوترم وصل کردم .

به عنوان یک کسی که تخصصا کامپیوتر بلد نیست باید بگم لینوکس فاجعه است . برای اینکه بتونین از لینوکس استفاده کنین باید حداقل اطلاعاتی در مورد معماری هارد دیسک ها و انواع پارتیشن بندی ها داشته باشید و به نوعی اطلاعاتی ولو جزعی توی ذهن تون باشه که واقعا بفهمین دارین چه کار می کنین وگرنه ممکنه هاردتون رو بترکونین! اشتباهی که من حرفه ای از سر سل انگاری انجام دادم و در نهایت باعث شد هارد ۳۲۰ گیگی ام تبدیل بشه به ۲۹۰ گیگ . سی گیگابایت عملا حساب نیاد .

اینکه بدونین MBR یا GPT چی هستن و چطوری کار می کنند . پس اینکه گنو لینوکس انقدر راحته که یک پیرمرد ۷۰ ساله هم می تونه اون رو نصب کنه عملا یک حرف درستی نیست . مخصوصا اگر پیرمرد مخصوص داستان ما بخواد در کنار ویندوزش یک لینوکس داشته باشه . این یک ایراد بزرگ بود . وقتی که نصب لینوکس رو با نصب ویندوز مقایسه می کنم متوجه میشم که ویندوز نصب خیلی راحتی برای مبتدیان داره . ولی لینوکس برای یه مبتدی مخصوصا اگر بخواد ویندوز و لینوکس رو باهم داشته باشه عملا کار ساده ای نیست .

لوپ یا حلقه

درست کردن یک لوپ از ۵ تا ۱۰ تا کار در هفته که می تونن کوچیک باشن خیلی مهم و ضروری و لازمه . براتون بیشتر بازش می کنم که بیشتر متوجه منظور من از این لوپ بشین . حلقه مجموعه کارهای تکراری ولی لذت بخشه که نواهنگ ضربش می تونه هر ساعت یک بار یا هر روز یک بار یا هر چند روز یک بار و یا هر ماه یک بار باشه . ساختن حلقه های متعدد و انجام دادنشون با اینکه خیلی کوچیک هستند ولی زندگی ما رو خیلی بهتر می کنند . این حلقه ها می تونن آزمایشی یا کامل باشند . حلقه ها می تونند شیرینی های خاصی به زندگی ما بدن . شیرینی هایی که خودمون در روزمرگی های خودمون گمشون کردیم یا عملا فراموششون می کنیم . یادمون میره که یک سری کارهایی رو انجام بدیم و همین باعث بروز یک سری رفتارهای رباتی میشه و یک لوپ خسته کننده که ناشی از عادته رو به وجود میاره . لوپ هایی که عموما به رنگ های سیاه و خاکستری هستند . ولی شاید بهتر باشه توی زندگی تون یک لوپ رنگین کمانی هم بذارین . لوپ هایی که زندگی شما رو از یک چرخه در میارن و چیزهایی بهتون میدن که هرگز اون ها رو به دست نیاوردین یا یادتون رفته با انجام این کارها به دستش بیارین . عموما ما چون درگیر روزمرگی های زندگی هستیم اصلا یادمون میره که این کارها رو کنیم .

قانون این حلقه از این قراره که اول باید یک لیست تهیه کنین از کارهای ضروری و خیلی مهم که واقعا بهش نیاز دارین و علاقه دارین . بعد براش یک لوپ بسازین . بعد اون لوپ رو تبدیل به قانون کنین . یعنی تحت هیچ شرایطی حق کنسل کردن اون لوپ رو ندارین!

فکر کنین فردا یک قرار کاری خیلی مهم دارین! فامیلتون زنگ میزنه و شما رو به یک صبحانه خوشمزه دعوت می کنه. آیا قبولش می کنین؟ صد البته نه! چون قرار کاری مهم تره . ولی فکر کنین قراره ساعت ۷ بعد از ظهر یک فیلم ببینین. فامیلتون زنگ میزنه و شما رو دعوت به یک عصرانه خوشمزه می کنه . مسلمه که شما فیلمتون رو کنسل می کنین تا به اون قرار برین. چون اینجا قبول کردن دعوت مهم تر از فیلم دیدنه. ولی قانون لوپ میگه اگر فیلم دیدن رو توی لوپ قرار داده باشین هیچ چیزی نمی تونه اون رو بشکونه مگر خدایی نکرده خونتون آتیش بگیره یا زبونم لال تصادف کنین!

چون فقط یک تصادفه که می تونه جلوی شمارو بگیره تا شما به جلسه ساعت ۸ صبح تون که خیلی هم مهم نرسین! لوپ ها هم این قانون رو دارن . یعنی وقتی قرار داده میشن مثل همون جلسه ساعت هشت هستن . اینقدر مهمن . یعنی شما تحت هیچ شرایطی حق کنسل کردن اون حلقه رو ندارین . اینه که تفاوت یک قول عادی رو با یک حلقه مشخص می کنه . شما به خودتون قول دادین که ساعت هشت به موسیقی گوش کنین ولی هر چیز ساده و الکی ای می تونه این قول رو کنسل کنه! خیلی راحت . حتی اگر قرار باشه یک جلسه کاری ساعت هشت وجود داشته باشه شما به راحتی به این جلسه بلی میگین و موسیقی گوش دادن رو ندید می گیرین! با خودتون میگین موسیقی رو فردا هم می تونم گوش بدم و اگر گوش ندم نمی میرم . ولی درون حلقه شما باید بگین بله من اگر موسیقی گوش نکنم میمیرم! اگر قرار باشه چیزهایی که توی حلقه هستن به راحتی کنسل بشن پس عملا شما هیچ لوپی تشکیل ندادین . پس خیلی مهمه . چون ما لوپ ها رو میسازیم چون داریم می بینیم که به علت یک سری مشغله های روزانه یک سری کارهایی رو نمی کنیم و یادمون میره یا از دست میدیم و زندگیمون از یک زندگی زیبا تبدیل به یک زندگی مزخرف میشه . پس حلقه ها نباید گسسته بشن و باید همیشه سر ضرب اجرا بشن . اینه که وجود یک حلقه یا لوپ رو متمایز می کنه از سایر رفتارهای روزمره ما .

شما وقتی که کارهای مورد علاقه تون رو نوشتین براشون لوپ می گذارین . مثلا میگین من هر روز از ساعت شش صبح تا شش و نیم نرمش می کنم . من از ساعت پنج بعد از ظهر تا شش هر روز روی مبل می شینم و یک بستنی خوشمزه خودمو مهمون می کنم . من هر هفته روز سه شنبه به کوه می رم . من هر ماه روز یکشنبه این کار رو انجام میدم . این کارها رو هم باید باید باید انجام بدین . شاید بشه ساعت هاش رو عوض کنین در برخی مواقع (قوه قهریه) میشه به جای ساعت یک مثلا این کار رو ساعت دو کرد . ولی درنهایت تا پایان روز باید اون کار انجام بشه وگرنه حلقه شما از هم پاشیده! این کارها هر چیزی می تونن باشن . هررر چیزی !

داشتن حلقه ها توی زندگی ما خیلی مهمه . زندگی ما رو می تونه عوض کنه و شاید قشنگ تر کنه. برای اینکه مطلب طولانی نشه من فقط معرفی کردم که لوپ چیه. در مطالب بعدی از زندگی شخصی خودم حلقه هایی رو بهتون پیشنهاد میدم شاید دوست داشتین شما هم این کارها رو انجام بدین و یک کمی حالتون نسبت به بقیه روزهای زندگی تون بهتر بشه :)

اگر دوست داشتین بیشتر بدونین ازم بپرسین. شاید اگر خیلیهاتون دوست داشتین با هم یک سری حلقه هایی رو شروع کنیم. :)

ـاز این به بعد مطالبی رو می نویسم که به درد بخور باشن . به جز ویرگول کلیه وبلاگها رو بستم. از شبکه های اجتماعی دنبالم کنین

ـ به زودی پست های بیشتر از ۵ خط نسخه صوتی براشون خواهم ساخت که اگر حوصله خواندن متن نداشتین به صدای متن گوش کنید.

Designed By Erfan Powered by Bayan