هاتف

وبلاگ شخصی هاتف

افتخاری هستم

روزی در عروسی بودیم .

دور یک میز نشسته بودیم که آقایی آمد با همه دست داد و گفت سلام عرض می کنم . افتخاری هستم . خلاصه خوش و بش کردیم و رفت.

بعد از یک مدت کوتاه دوباره همون آقا امد و با همه دست داد و گفت سلام عرض شد. افتخاری هستم . باز هم تشریف برد .

مجددا بعد از یک مدت کوتاه دوباره همان آقا آمد و با همه دست داد و گفت سلام عرض شد . افتخاری هستم . خوش و بش و تشریف برد .

این اتفاق تا هفت بار تکرار شد تا اینکه یکی که سر میز ما بود عصبانی شد و بلند شد و گفت به ت..مم که افتخاری هستی برو گم شو دیگه ..

مردک مست . تا خرخره خورده هی میاد میگه افتخاری ام افتخاری ام خب چه کار کنم که افتخاری هستی ..

منم مردم از خنده ..

اگر بیانی هستید روی وارد شوید کلیک کنید تا مشخصات شما به صورت خودکار ظاهر شود.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan