هاتف

وبلاگ شخصی هاتف

هوای غربت

گاهی وقت ها آدم خود به شخصه نمی داند که تصمیم درستی گرفته است یا نه . اینکه ارزش اش را داشته و چیزهایی که به دست آورده می ارزد به چیزهایی که از دست داده یا خیر. و همین مساله را از این روز ها به آن فکر می کنم . جدای از دلتنگی وطن نشسته ام با یک قهوه با شیر و شکر فراوان ..

فکر می کنم و ترازوی مغز خویش را بالا و پایین میکنم . چه از دست داده و چه گرفته و اینها صرف داشته .. در این وانفسا افکار گریزان می شوند .. روزهایی که گذشتند و می گذرند و پوچی جهان به سمت نقطه ای تاریک .

صدای همایون جان شجریان غروب غربت را غریب تر می کند .. و غروب دلگیر نارنجی رنگی که لبخند حتی سرد به لب ندارد و آرام آرام می گذرد از چشمانی که ابرهایش قصد هایی دارند برای تر کردن زمین برای رویش شاخه گلی.

و خش خش صدای صوت .. روزهای عربت سخت است و سخت .. سخت تر از هر چیزی که می توان فکرش را کرد .. احساست را زمین میزند همین غربت لعنتی ...

همین غربت لعنتی

در این حد سخت؟
بلی . در این حد سخت ...
در این حد دلتنگ
اگر بیانی هستید روی وارد شوید کلیک کنید تا مشخصات شما به صورت خودکار ظاهر شود.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan