هاتف

وبلاگ شخصی هاتف

هیچ کس

پلیس دور جنازه رو با گچ کشیده بود و ماموران پزشکی قانونی داشتن فضا رو رصد می کردند . عکاس ها پشت در مشغول عکاسی بودند و هیچ کسی اجازه ورود رو نداشت . جنازه ای که روی زمین افتاده بود معلوم بود که مدت زیادی است که مرده . ولی آنطور که پیدا بود انگار قتلی اتفاق افتاده بود . کمیسر مشغول بررسی قسمت های مختلف خانه بود . چند افسر مشغول پرسیدن سوال از دوستان و نزدیکان او بودند و اطلاعاتی را جمع آوری می کردند. 

خانه بسیار تمیز بود و همه چیز روی نظم بود . نواری که روی ضبط بود موسیقی پر انرژی ای داشت و جنازه روی زمین افتاده بوی عطر می داد و حمام رفته بود . انگار قرار بود که جایی برود و مرده بود . اینطور که از دور و بر او دیده میشد انگار خودکشی بود ولی خیلی هم شباهت به قتل داشت . پلیس به این مشکوک بود که شخصی که مرده نمی توانسته خود کشی کرده باشد چون طبق اطلاعاتی که از بقیه گرفته بود خیلی انسان شاد و سرحالی معرفی می شد . همیشه به همه کمک می کرد و دوست داشت همه رو خوشحال کند . شاید برای کسی که این میزان بقیه را دوست دارد و این میزان شاداب است و خانه منظمی هم دارد خودکشی کمی دور از انتظار به نظر برسد .

او دوستان صمیمی زیادی نداشت . ولی همکاران زیادی داشت و افراد زیادی او را می شناختند. دوستان خیلی صمیمی او معمولا خیلی کم با او رفت و آمد می کردند و به علت کمبود وقت زیاد با هم وقت نمی گذراندند. خانواده مقتول در خارج از کشور زندگی می کردند و او کسی را از خانواده در آن شهر نداشت . ۳۵ ساله بود و هیچ زن و بچه ای هم نداشت و اصلا ازدواح نکرده بود .

وضعیت مالی متناسبی داشت و هرگز خساست نمی کرد . همیشه دوست داشت کاری برای بقیه افراد انجام بده . پلیس از دوستانش پرسید که آخرین بار کی او را دیده بودند و هر کسی جواب متفاوتی داده بود . الکس گفته بود که آخرین بار هفته پیش از او هزارتا قرض گرفته است. رزی گفت که در یک بحران بود و در یک بار با او قرار گذاشته بود و با هم صحبت کرده بودن و حالش بهتر شده بود . ماری هم آخرین بار پشت تلفن دو روز قبل با او صحبت کرده بود . اما ماری متوجه هیچ چیز ناراحت کننده ای از او نشده بود . 

ولی صحنه ناراحت کننده ای بود و بسیار شبیه به یک خودکشی!

کمیسر متوجه قوطی رنگ مو در کمد شد . کمی جلوتر آمد و در صورت مقتول نگاه کرد ..

چروک دور چشمش زیاد بود و چشمانش بسته شده بود . هیچ کس متوجه نشد که این یک خودکشی بود یا یک قتل عمد گروهی .

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan