هاتف

وبلاگ شخصی هاتف

بحث

درون بحث من در یک کفه ترازو قرار میگیرم و شما در یک کفه ترازو. اصلا مساوی نیستیم . یکی از ما پایین است و یکی از ما بالا. شما شروع می کنید و از افکارتان به من می دهید . یواش یوش شما بالا می روید و من پایین می آیم . و آنقدر این بده بستان ها و اطلاعات رد و بدل شده انجام می شود تا زمانی که ما دقیقا هم وزن شویم . این می تواند یک دیدگاه از انجام یک بحث باشد .

بزرگترین اشتباهی که ما در هنگام بحث می کنیم این است که می خواهیم صد درصد طرف را قانع کنیم و اگر نشد به عقایدش و خودش توهین می کنیم . می گوییم تو باید این را باور داشته باشی چون من آن را باور دارم و می گویم و اگر باور نداشته باشی پس تو احمقی بیش نیستی و یا مرگ لیاقت توست .

این دیدگاه زمانی پدیدار می شود که تصور طرفین از بحث تبدیل به خط مقدم میدان جنگ شود . در جنگ تنها میدانی است که قرار نیست فنون رزمی تان را به طرف بدهید و بگیرید تا در یک سطح قرار بگیرید . قرار است فنون تان نفر مقابل را از پای در بیاورد . یا شکست بخورد و یا بمیرد . شما در میدان جنگ پیروز می شوید . یعنی کارزار شما تنها یک پیروز و یک بازنده یا مرده خواهد داشت . اما در بحث همیشه دو برنده وجود دارند . بحث کردن باعث رشد تفکرات ما می شود در صورتی که اگر آن را به میدان جنگ تبدیل کنیم دیگر قرار نیست یاد بگیریم و توسعه بدهیم . قرار است افکارمان را به هر قیمتی در مغز طرف فرو کنیم . این دیدگاه زمانی پر رنگ تر می شود که خودمان یا عقیده مان را بت کنیم . یعنی از خود و عقیده مان یک بت بزرگ و خشن بسازیم که هیچ جوره نمی توان به آن حتی نقدی وارد کرد و بعد وارد بحث که نه البته ولی کارزار شویم . در بالاتر عرض کردم که در این صورت یا بت ما به زور درون ذهن شما می رود یا باید بمیرید یا به نفهمی شما را متهم می کنم!

اگر بحث کردن را بلد باشیم قطعا با افکار جدید و زاویه دید های جدیدتر آشنا می شویم . اما وقتی میدان جنگ باشد کسی چیزی یاد نمی گیرد. همه با این تفکر که فرد مقابل در سیاهی و ظلمات جهل به سر می برد و من قرار است روشنش کنم و اگر روشن نشود پس احمق است. با این تفکر وارد بحث شویم در اصل آن بحث یک بحث سوخته است . اصلا شروع نمی شود که به پایان برسد . می شود موعظه دو طرفه . دو طرف قرار نیست گوش کنند . به محض شنیدن حرف طرف مقابل به جای شنیدن آن و پردازش دقیق آن و به اصطلاح مزه مزه کردن آن سریعا از پردازش ذهنشان برای پیدا کردن پاسخ درخور استفاده می کنند تا به اصطلاح امروزی ها کم نیاورند و بحث را نبازند! پس بحثی به وحود نمی آید که اطلاعاتی رد و بدل شود و پیشرفت فکری صورت بگیرد . بلکه مغزها به دنبال جواب دادن حرف طرف مقابل اند که پوزش را به خاک بمالند! دقیقا مانند یک میدان کشتی که شما فنون فرد را آنالیز نمی کنید . بلکه در آن لحظه تنها و تها مغزتان در حال دفاع و یافتن واکنشهایی در مقابل کنش حریفتان است.

در بحث بسیار مهم است که فرد مقابلمان را حریفمان نبینیم . از این جهت یک بحث خوب بحثی است که هر دو طرف برنده اند که می تواند افکارمان را ویرایش و پیرایش کند . یعنی می توانیم با بحث کردن علممان را بیشتر کنیم و افکارمان را بهتر کنیم و اصلاح کنیم. قسمت های نادرسش را با اطلاعات درست جایگزین کنیم و فکرمان را رشد دهیم . اگر اطلاعات فردا مقابلمان به نظر ما نادرست بود و دوست نداشتیم آن را قبول کنیم باید بدانیم که اگر او پافشاری می کند بهتر است احترام بگذاریم تا شاید بعد ها او توانست با مطالعه بیشتر به حقیقت و اطلاعات درست دست پیدا کند . اگر قرار نبود قبول کنیم حداقل می دانیم که در فلان موضوع آدم می تواند تحلیل اشتباه کند یا با دید دیگری نیز به موضوع بپردازد.

هر زمان که هر دو طرف برنده بودند یعنی یک بحث خوب صورت گرفته و اگر خیر یعنی ایرادی در بحث وجود داشته یا مباجثه تبدیل به مجانگه (جنگ بر وزن مفاعله) شده است . در فضای مجازی محصوصا توییتر ما شاهد مجانگه های بسیار زیادی هستیم . کسانی که اصلا دوست ندارند فکر کنند و کور کورانه پای یک فکر غلط ایستاده اند و فقط افکار و شخصیت بقیه را می کوبند. موافق عقیده شان باشی کاری با تو ندارند اما اتهامات وقتی شروع می شود که مخالف عقیده شان باشی .

وقتی که فضای گفتگو اینگونه از بین برود نمی توان انتظار اتفاقات بزرگ و بهتری را کشید . چون وقتی گفتگو نباشد همیشه فضای متشنجی را باید شاهد باشیم و همین باعث می شود که هیچ پیشرفتی صورت نگیرد چون همه همواره درحال شکست دادن هم در بحث ها هستند . قرار نیست کسی چیزی را اصلاح کند . ما باید بیاییم و یاد بگیریم که با هم مباحثه کنیم نه مجانگه . بحث میدان جنگ نیست . میدان یادگیری و دیدن زوایا دید و افکار یکدیگر است . دیدن نوع تفکر و میزان اطلاعات یکدیگر است . بحث با جبهه جنگ کاملا فرق دارد . تا دندان زره کردن برای شکست دادن حریف اسمش مباحثه نیست .

دقیقا .. بحث الان شده تخریب گری نظر مخالف! دیگه هیچ بحثی براساس رعایت احترام به نظر طرف مقابل صورت نمیگیره.
نه متاسقانه
عالی بود من دیگه چیزی ندارم اضافه کنم 
فقط همین بس که بگم فرهنگ بحث کردن رو نداریم.بحث و دعوا یکیه اینجا!
:)
مخلصم
این بر می گرده به شخصیت طرف مقابل، که دوست دارد به جای بحث مجادله کند
نمیشه فقط یک طرف رو دید.
به نظر من یک بحث رو دو نفر به اون سمت می برن چون اگر یک نفر بحث بلد باشه و ببینه بحث داره به اون سمت جرکت می کنه سریعا بحث رو تموم می کنه و وقتش رو تلف نمی کنه
انواع و اقسام توهین ها...گاهی برچسب زدن روی ادم ها...چون فلان کار رو میکنه پس ادم فلانیه...اصلا نمیفهمیم جایگاهىون کجاست و در مقام قضاوت هستیم یا نه
همش جنگ و دعوا و ...
اصلا یه وضع زشتیه...همه خسته و عصبی شدیم با اعصابی که دیگه خورد و له شده
متاسفانه همینه و این اتفاقات بیشتر زمانی می افته که یکی ذوب در یه چیزی هست و هیچ رقمه نمی خواد بفهمه
چقدر زیاد
چیش زیاده ؟
این پست، منو به یاد یکی از فیشهای جناب دچار انداخت با این عنوان که گفتگو چیست؟
با همه ی این حرفهایی که توی پست زدید موافقم.
امیدوارم بتونیم خودمون رو اصلاح کنیم.
آره اتفاقا من در اون پست نظر هم دادم :)
این مطلب رو من سال ۹۳ اگر اشتباه نکنم نوشته بودم توی وبلاگ قبلیم امروز مجددا بازنویسی و منتشرش کردم . اون صدا هم که توی وبلاگ فیشنگار بود خوب بود
راجب این پست کلی فکر کردم .. حتما خیلی به دردم میخوره.
مرسی عزیز :)
و چقدر این روزها  این آدما که دوست دارند بحث رو به سمت مشاجره سوق بدن و نظر خودشون رو به کرسی بنشونن زیاد شده ...وقتی آدم با زمینه ی قبلی برای بحث با این آدما میره ناخودآگاه شمشرش رو از رو میبنده و دوست داره مقابله به مثل کنه و اونوقته که کلا هدف از بحث تغییر میکنه همون چیزی که خودت هم بهش اشاره داشتی// بالاخره موفق شدم کامنت بزارم:))
همینم شده که وضع همینه دیگه

با خوندن این پست بیشتر حرفای امروزتو درک میکنم

به مجانگه که نکشید؟؟؟!!! :))
فک نکنم...
ولی چه طولانی بود ها...هوووف...

می ارزید خوندنش...به خاطر همین زیاد از بحث خوشم نمیاد همه اسم بحث  که میاد میرن سمت دعوا و گیس و گیس کشی...بحث یعنی گفت و گو...و خیلی ها نمدونن...منم که حرف بزنم میگن تو بچه ای ساکت باش...ولی من بیشتر از سنم میفهمم...البته من هیچی نیستم...  :))

:)
بهت پاسخ دادم عزیز
اگر بیانی هستید روی وارد شوید کلیک کنید تا مشخصات شما به صورت خودکار ظاهر شود.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan