هاتف

وبلاگ شخصی هاتف

دپو

یکی از عادت های خیلی بدی که دارم دپو کردن وسایل روزمره است . چیزهایی که می خرمشان در حالی که هیچ نیازی بهشان ندارم . این وسواس که اگر نیاز پیدا کنم دیگر لازم نیست لباس بپوشم و بروم و آن را بخرم باعث شده که به دپو کردن انواع وسایل روی بیارم و همین مساله کوچک این نتیجه رو بده که اتاقم پر بشه از آت و آشغال هایی که حتی از بسته باز نشدند و استفاده ای نمی شوند به تعداد متعدد .

من از اپ های نوشت برداری و دفتریادداشت استفاده می کنم و عموما همه چیزهایم درون ابر شخصی ام ذخیره می کنم و با یک رمز کافیه از هرجای ممکن بهشون دسترسی پیدا کنم . ولی مساله اینجاست که با وجود داشتن این امکانات باز وقتی که به بیرون می روم دفتر خریداری می کنم و همین باعث شده که چندین دفتر یادداشت داشته باشم بدون اینکه حتی چیزی درونشان نوشته باشم یا کلی خودکار که حتی استفاده نمی شوند و جوهرشان آرام آرام خشک می شود و کپک می زند!

نمی دونم که آیا شما هم از این مساله رنج می برین یا من فقط این مشکل رو دارم . برادرم یک اصلی داره و میگه کاری کن زندگیت توی کوله پشتی و یک چمدان راحت الحمل جا بگیره . نه که یک چمدان داشته باشی که داخلش ۹۰ کیلو وسایل باشه. یعنی مجموع وسایل هایی که داخل آن چمدان و آن کوله پشتی ات داری بیشتر از ۴۰ کیلو نشه که ۱۰ کیلو کوله ات و نهایت ۳۰ کیلو چمدانت (آن هم برای اینکه چرخدار است ) . یعنی کل زندگی ات باید در این دو چیز وجود داشته باشه . وقتی که دقیق فکر می کنم می بینم کم بی راه هم نگفته . ما جوون های بین ۱۸ تا ۳۰ سال عموما چون جای ثابتی برای زندگی نداریم پس باید همیشه وسایل ها مون طوری باشه که برای نقل مکان کردن بتونیم کل زندگیمون رو توی یک چمدان و یک کوله پشتی جا بدیم. 

خیلی از کسانی که سفر زیاد میرن خیلی با این مساله خوب کنار اومدند ولی اگر من واقعا بخوام از جایی به جای دیگر نقل مکان کنم حداقل دو چمدان و سه کوله وسایل دارم بهمراه سه کارتن وسایل دیگر و خب این فاجعه است. برای من خیلی زیاده و این سه کارتن وسایلی نیست جز دفاتر استفاده نشده٬ خودکارهای استفاده نشده٬ ماژیک های استفاده نشده و لباس های استفاده نشده .

نظر شما چیه. به نظر شما میشه که آدم کاری کنه که کل زندگیش بیشتر از چهل کیلو نشه و توی یک چمدان خوش دست و کوله خوب جا بشه؟

منم همینطور بودم
یک عالمه دفترچه یادداشت دارم
بعد مدتی از سرتون می افته
والا ۵ ساله نیفتاده! :))
وضع خرابه .
سوال من اینه که
آیا زندگی تو توی یک کوله و یک چمدان جا میشه و کمتر از چهل کیلوعه یا توهم مثل من کلی وسایل داری که دلبستگی زیادی بهشون داری؟

اتفاقا همین امروز داشتم به این فکر می کردم که می تونم کوله پشتیم رو بردارم و یه مدت برم بچرخم برا خودم و احساس نکنم چیزی کمه؟ و دیدم احتمالا می تونم. نه که وسایلی نباشه، ولی میشه ازشون صرف نظر کرد.
 خب شما هم اون دفترچه ها و خودکار ها رو بدید به کسی، همه شون امکان استفاده شدن دارن دیگه!
والا دور و برم کسی نیست . مگر بار کنم بیارم ایران و بتونم از گمرک رد کنم و بعد به همه هدیه شون بدم :|
برادران گمرک جون مادرتون رحم کنین علییییلم :(
منم خیلی بهش فکر می کنم . اگر یه روزی بشه که بی جا بشم و تند تند در حرکت این همه وسایل رو حمالی کردن پوستمو جر میده :|
من خاله ای دارم که مثل شماست فکر کنم یه کمد روسری داره ،یکی دیگه اشون یک عالمه شیشه خالی داره ،شیشه سس ،مربا و از این چیزا ...
یه جورایی وسواسه... خود من پنجاه جفت گوشواره بدل دارم ،که خیلی وقته از چشمم افتاده و دارم دونه دونه دور میندازمشون ،از سر من افتاد ولی اکر داره شما رو آزار میده در مورد وسواس احتکار یه کم تحقیق کنین ببینین باید چیکارش کنین؟ 
خخخخ . نمی دونستم اسمش وسواس احتکاره :))
سوال من ازت اینه که الان کل زندگیت توی یه چمدون جا میشه؟ و کمتر از ۴۰ کیلوعه؟
جواب خصوصی هم بله است . متاسفانه ایران نیستم
اگه امکانش بود قطعا امشب به اتاقت دستبرد میزدم همه رو میدزدیدم :))
من دیوونه ی دفترچه ام ... والا هاتف بنظر من زندگی انقد ارزش نداره که بخوایم مدام فک کنیم و استرس داشته باشیم .. وقتی تو با خرید یه دفترچه شاد میشی و انرژی میگیری چرا انجامش ندی؟
من همچنان هربار که میرم شهر کتاب با کلی خرتو پرت برمیگردم که هیچوقت بهشون احتیاج ندارم اما عاشقشونم ...
اگر پول گمرکش رو میدی یا گمرک گیر نده همشو میارم رایگان بهت هدیه می کنم ..
آره درسته حرفت ولی مشکل وقتی پیش می آد که آدم می خواد نقل مکان کنه یا بره جایی ... اون موقع خیلی سخت میشه پری قبول کن.
برای همین استرس میده
سوالم اینه که الان
کل زندگی تو توی یک چمدون و کیف جا میشه و کمتر از ۴۰ کیلوعه؟
منم اینطوری ام اما نه برای موارد نوشتن
کلا یه کلکسیون جمع کردن دفتر و دفترچه دارم انقدر خوشگلن دلم نمیاد توشون بنویسم پس همینجور بلا استفاده میمونه و من با دیدنشون ذوق میکنم:)
زندگی من با این همه خورده ریزه فک کنم یه ده تا کارتنی بشه🤦🏼‍♀️
برای من صرفا دفتر ساده ان ولی خب خریدم دیگه ..
فکر نمی کنم زندگی کسی قابل جا شدن توی یک چمدون و یک کیف باشه .
ولی خب ما جوونیم و باید حواسمون به این باشه .
یعنی حجم کم باشیم کلا ..
من دارم فکر می کنم که برسم به این
ما که مجبور شدیم مهاجرت کنیم محدودیت بار داشتیم نفری دو تا چمدان بیست کیلویی و یه کوله. کل زندگیمونو انداختیم تو همون سهمیه مشخص شده و اومدیم. الان که نگاه میکنم خیلی چیزا رو بیخود اوردم. کاش به جاشون چند تا کتابی که به خاطر سنگینی از لیست حذف شدن رو می اوردم. آره میشه وسایل زندگی رو تو همون چمدون و کوله خلاصه کرد به شرطی که همسر جان سهمیه ی بارشو به تو ببخشه :))
بخشیدن که به جا ولی میشه موقع خرید بلیط درخواست اضافه بار کرد ولی خب اگر بار بیشتر از ۶۰ کیلوعه بهتره با هواپیمای مخصوص بار فرستاده بشه.
دقیقا مشکل منم بیشتر کتاب هامه . چون توی چند سفر تیکه تیکه آوردمشون اگر بخوام برگردم باید همشو برگردونم که خب خیلی سخته و از گمرک هم همی می ترسم
شوخی کردم .. کلی دفترچه بلا استفاده تو کتابخونم هست ...
واسه نقل مکان .. ببین همیشه بین دفترا و خودکارا و در کل وسایل زندگی یدونه یا چندتاشونو بیشتر از همه دوست داری .. در این صورت اگه قرار باشه کل زندگیمو تو یه کوله و چمدون جمع کنم قطعا دوست داشتنی ترینامو جمع میکنم و بقیه رو همون اطراف به کسی که لازم داره میبخشم ...
مثلا قلم و کاغذارو به یه مدرسه میبخشیدم ..
کلا من شخصیتم خمیریه ... در هرشرایطی به راحتی وفق پیدا میکنم ...
اوهوم . خلاصه قابل نداره با کمال میل می تونم این کار رو کنم
کتاب هاتو چی؟
اونا رو هم می تونی ببخشی؟
چه جالب... 
من سفر که میرم با یه کوله میتونم برم سفر و هیچ چیز اضافی ای با خودم نبرم چون این مدلی سفر رفتم... 
اما به طور کلی کلی جزوه و دفتر و کتاب از دوران مدرسه از دبستان تا همین الانو داشتم که تازه یکی دو ساله که دفترا و کتابای از دبستان تا پیشم رو انداختم دور و البته بگم هنور بعضی کتابا رو دارم با دفترام... و کل جزوات دانشگاهیم رو دارم و اگر بخوام اسباب کشی کنم کل اینا رو باید ببرم و در واقع کل وسایلام بیشتر از یه چمدون و کوله میشه 🙄
خیلی هم عالی
من هم کتابام زیاده و اصلا حواسم بهش نبود . چون دفترها نهایت بشن سه چهار کیلو ولی کتاب هام خیلی زیادن متاسفانه و اونان و دلبستگی بهشونه که کار رو سخت می کنه
اسباب کشی مخصوصا به کشور خارج خیلی سخت ترش می کنه . یا از یه شهری به شهر دیگه.
بهتر است که همه آنچه را اضافه دارید یک بار به یک یا چند نفر ببخشید تا کم کم مشکل حل شود
دقیقا همینطوره
شما چطور؟
آیا همه وسایل هاتون در یک چمدان و کیف جا میشن؟
سخته خیلی ولی میشه..
بلی سخته ولی میشه :)
آیا زندگیت توی کوله و یک چمدون جا میشه؟
خب قطعا زندگی منم توی یه کوله پشتی و چمدون خلاصه نمیشه چون کلی کتاب و کلی لباس دارم.
به نظرم پس انداز کنید.
این پس انداز کردنه مجبورتون میکنه حساب شده تر خرج کنید
یا وقتی چیز جدیدی رو میخرید و قدرتی دربرابر نخریدنش ندارین خودتون رو ملزم کنید که یه وسیله ی قدیمی رو از چرخه ی زندگی تون حذف کنید
هدیه بدین یا ببخشین
اینجوری کم کم سبک تر میشین
لباس رو میشه خرید ولی کتاب چیزیه که بهش تعلق خاطر داریم و خیلی برامون سخته که با خودمون حملش کنیم . همیشه برای حملشون باید یک ماشینی باشه مگر ما یک ماشین بخریم که مثلا کل کتاب هامون داخل ماشینمون جا بشن . یا یک وانت مثلا که جاش خب بزرگته :)
آره باید دیگه حساب شده تر خرج کنم . این روزها خیلی استرس دارم.
ولی خب اینجا کسی نیست که بشه بهش بخشید .
عههه :)) من فکر کردم فقط خودم معتاد دفتر خریدنم :)) اصلا نمیتونم در برابر وسوسه‌ی خرید یه دفتر جدید تسلیم بشم :)) نمیدونم تا حالا پیرزنایی رو که واسه‌ی نوه‌های بدنیا نیومده‌شون یا عروس ها و داماد های نداشته‌شون کلی چیز از مکه و کربلا و غیره میخرنن و واسشون کنار میذارن، رو دیدید یا نه :)) من به روش همون پیرزنا کلی دفتر واسه دانشگاه خریدم :'| 💔  و کلی هم دفترچه:)) البته از بعضی از دفترچه ها برای نوشتن لیستای عجیب و غریب [لیست شهرایی که باید بهشون سفر کنم،کتابایی که باید بخرم، کارایی که بعد کنکور باید انجام بدم، تحقیقاتی که اگه یه روزی دانشمند شدم باید انجام بدم، ایده‌های اولیه‌ی داستانایی که توی ذهنم دارم و غیره:)) ] و نوشتن نقل قول های مورد علاقه‌م استفاده میکنم:)) 
+ اصلا فکر نمیکنم بتونم جوری زندگی کنم که کل داراییم توی یه کوله پشتی جا بشه :/ غیر از دفترچه و اینا، مثلا یه دونه پالتوی گرم و درست حسابی خودش به اندازه‌ی کل کوله پشتی حجم میگیره =)) بنظرم خیلی کار سختیه و تا وقتی که واقعا مجبور نشم چنین روشی رو واسه زندگیم انتخاب نمیکنم D:
من کلا اینطور خرید ها رو دوست دارم. منم خیلی چیزها می نویسم ولی همش تایپ شده توی نوت هام ذخیره می کنم . یعنی عملا دفترچه به کارم نمیاد ولی خب می خرم دیگه چه کنم .
تو هم کار خوبی می کنی که کارهایی که باید انجام بدی لیست کنی . 
ببین در نهایت وقتی ۱۸ سالت تموم شد دیگه اون خونه ای که توش زندگی می کنی تبدیل میشه به خانه پدری و وقتشه که مستقل بشی و بری و ممکنه خب به نوعی خانه به دوش بشی . پس باید این زندگی رو درونت‌آمادگی شو داشته باشی . یک پایگاه باید یه جای دنیا داشته باشی که مال خودت باشه و بعد وسایل های مورد نیازت داخل یه چمدان و یک کیف کوله پشتی جا بشن. من تازه به فکرش افتادم و وقتشه خودمو عوض کنم .
مامان من دقیقا همین شکلیه که کلی چیز میگیره و استفاده نمیکنه . اما پدرم دقیقا نقطه ی مقابل مادرمه . بابام همیشه موقع سفر همه ی وسایل مورد نیازش رو تو یه کیف می‌ذاره و فقط وسایل ضروری رو برمیداره و همیشه کم ترین وسایل رو ولی به طور کامل با خودش همراه داره. من خودم یه چیزی بین مامان بابام هستم . منم چیزای اضافی زیاد دارم چون دل کندن از بعضی وسایلامو سخته برام حتی اگه دیگه قابل مصرف نباشن اما خیلی سعی میکنم وقتی در حال حاضر به چیزی نیاز ندارم نخرمش و تا حدودی هم موفق شدم مثلا سعی میکنم اگر خودکار یا مدادی دارم که هنوز استفاده نشده حتما ازش استفاده کنم :)) 
در مورد سوالتون الان یه نگاه به اتاقم انداختم و دیدم شاید بشه گفت وسایل های مورد نیازم همشون تو یه چمدون نسبتا بزرگ  جا میشن اما در مورد اینکه به چهل کیلو نرسه چندان مطمئن نیستم:) 
خیلی خوبه . من هم باید عادت هام رو عوض کنم حتما . چون داره یواش یواش تحت فشارم میذاره
خیلی خوبه. جا شدن که آره شاید بشن ولی چهل کیلوش مهمه!
من برعکس توام،نمیتونم چیزی بخرم و بی استفاده بذارمش.اگه خودم نتونم استفادش کنم حتما حتما به اولین کسی که حس کنم میتونه ازش استفاده کنه،اهداش میکنم.
بله،من میتونم زندگیمو تو یه کوله و یه چمدون جمع کنم.قبلش کتاب هامو اهدا میکنم به یه آدم کتابخون تا خیالم ازشون راحت باشه که بلا استفاده نمیمونن.
کلا اگه چیزی تو خونه بی استفاده بمونه خیلی حرص میخورم. همین الانم هی به بابام غر میزنم که چرا انقدر برام ظرف خریدی؟بی استفاده موندن دارن حیف میشن:(
اوهوم.
خیلی خوبه که می تونی کل دارایی های اصلی زندگی تو توی یک چمدون و یک کوله پشتی بذاریشون . برای من متاسفانه یه کمی زیادن .
کاری نداره که : )))
اون خودکار هایی که دارن کپک میزنن و اون دفترچه های بلااستفاده رو که گفتی، بیار بده به من : )))
من به جات ازشون استفاده میکنم : )))
اگر گمرک گیر نده و اگر داد پول گمرک رو بدی با کمال میل تقدیم می کنم همشو
نگفتی کل زندگیت آیا توی یه چمدون و یه کوله زیر چهل کیلو جا میشه؟
کل زندگی یعنی وسایل های خیلی ضروری زندگیت
اگه بحث زندگیه ۲۱ گرمه. 
اگه بحث اموال دنیویه مجبوریم سبک باشیم. بار سنگین فقط کاروسخت میکنه.
خرید بد نیست. ولی فکر کن به جاش اگر وجهش توو حساب باشه هر جا لازم شد میشه تهیه اش کرد.. 
من اگر مجبور به نقل مکان با حداکثر ۴۰ کیلو بار بشم مشکلی ندارم. ملزومات ۴۰ کیلو نمیشن. اون چیزی هم که بار خاطره هرچقدر جمع کنی تمومی نداره.
طبق معمول بحث اولویته. 
آره دقیقا . بستگی داره وسایلمون چه قدر اولویت دارن
اوه!! قضیه گمرک و اینا رو یادم نبود!! حالا اگر این ورا اومدی، من با کمال میل حاضرم سرپرستی شون رو بر عهده بگیرم : )))
بیشتر حجم و وزن وسایل من رو کتابام تشکیل میدن. یعنی موقع اسباب کشی من یه چمدون کتاب به علاوه چهار تا کارتن از کتاب های متفرقه و یه کارتن کتابای دانشگاهی رو با خودم اینور اونور می کشم. 

دقیقا مشکل من هم همین کتابهاست و نمی تونم ازشون دل بکنم . ولی چه کنم دیگه .
باشه سعی می کنم اومدم ایران یه طوری بیارمش بعد بفرستم برات اگر دوست داری
اوه اوه خرت و پرت ها و دفترها و کتابهای من فکر کنم تو ١٤٠ کیلو هم جا نشه چه برسه به ٤٠ کیلو :)) مادرم همیشه بهم گیر میده که پولتو صرف چیزهای بیخود میکنی . 
آدم پول رو داره تا خرج کنه دیگه :))
منم همین مشکل رو دارم. باید طرح سبک سازی رو شروع کنیم و در نهایت برسونیمش به همون چهل کیلو و قابل جا شدن در چمدان مون
اصلا من علاقه به کیف و کوله پشتی زیاد دارم ..
همیشه دوست داشتم با یه کوله پشتی بزرگ و کیف و کلی چیز بر م مسافرت ولی خب همیشه در حد به کیف کوچولو وسایل با خودم می بردم..
پس یعنی کل زندگیت توی کوله جا میشه درسته؟
ای بابا : ))) دست شما درد نکنه : ))) شوخی کردم البته : )))
ولی من جدی عرض کردم بخدا
یه مدت دیگه که بگذره دیگه خودت کم کم خریدای اضافه و وسایل اضافتو میذاری کنار
من تجربه سفر 5روزه به همدان دارم تنها با یه تیشرت اضافه و خمیردندون مسواک و شارژز و هنذفری
اینقد سبک بودم که هوز به اون سفر فکرمیکنم یه لنخند میاد رو لبام
خیلی راحت میتونم کل زندگیمو تو یه چمدون جا بدم
خیلی خوبه این مریم عزیز از این جهت عرض می کنم که خیالت راحته و هرگز نگران وسایل هات نیستی
ولی خب من باید یه کارایی کنم دیگه تا کیم جمع بشم و در نهایت برسم به یک چمدان و یک کوله پشتی

چه عجب این ور ها اومدی. بازم بیا
سال پنجاه و پنج 'پنجاه و شش وقتی داشتم با همسرم از ایران خارج میشدم'جمع وسایلمان با یک ماشین تحریر 20 کیلو بود.البته غیر از وسایل خانه که در ایران جا مانده بود.تا سالها هم همین وضع ادامه داشت'اما این روزها اگه قرار باشه مسافرت برم'یک کیف بزرگ دارو باید با خودم ببرم و دستگاه فشار خون و ...
در بعضی موارد من هم کار شما را انجام میدم.بعضی وسیله های خونه سالی یکی دو بار استفاده میشن'اما برای همون سالی یکی دو بار هم لازمند.
خیلی عالیه
پس جا میشه توی یک ساک کوچک :)
من هم باید یکم کم کنم از چیز میز هام
خیلی پست باحالی بود وجدانا. چه برادر حکیمی دارید شما!
البته خب کل زندگی یکم اقراره!. آدم چطور کتابخونشو بذاره تو چمدون و درعین حال پابرهنه نمونه؟!
ولی خیلی قبل از این پست شما، حدودا دوسال پیش، تو یه جمعی داشتیم از فانتزی‌های نهاییمون حرف میزدیم، گفتم: من از کل دنیا یه کوله‌پشتی می‌خوام، یه کیسه‌خواب، با یه دوربین دوچشمی!
(البته خب مسلما کوله‌پشتیه خالی نیست(: )
آدم می تونه اینجا انباری اجاره کنه. یک جایی هست که انباریه . یعنی یک ساختمان بزرگ و امن که داخلش پر از انباریه . کاملا ایمن و ضد حریقه و نگهبان داره و امنیتش خیلی بالاست . دایم چک میشه و ماهانه ۱۵۰ دلار اجاره اشه. آدم می تونه یک دونه از این انباری ها بخره و کل وسایل های بزرگش رو بذاره اون تو و با یک کلید که روی سینه اش آویزونه باشه . بعد اون وقت کل زندگی آدم می تونه راحت توی یک کوله پشتی و چمدون جا بشه چون فقط وسایلی که مورد نیازش میشه رو داره نه همه چیز رو :)
من خودم برنامم اینه که همچین چیزی رو داشته باشم و بعد برم دنیا رو بگردم با همین کوله و چمدان .
خیلی زندگی باحالیه به نظرم .
من فکر می کنم دو تا گوشیم و سه تا لپ تاپم ودو تا دفتر برای یادداشت کردن و مقدار کمی لباس برام کافی باشه :)
ما تو همین یکیش موندیم، حس میکنیم حقش درست ادا نمیشه. شما دقیقا از سه تا لبتاپت چه استفاده‌ای می‌کنی؟_؟
برنامه نویسی و درس :)
البته یکیش جدیده دوتاش کهنه است تقریبا :)
با یکیش که ۲۴ ساعت روشنه وبلاگ می نویسم
بله... بنده "اغراق" رو کلا یه چی دیگه نوشتم تو وبلاگ شما. داشتم دنبال جایی میگشتم تو نظرات ارسالیم دیدمش، بسی مشعوف شدم. چرا شما هیچی نمیگی؟ ((:
از چه نظر .
نظرت یکم گیج کننده بود برام . چیشده؟
به دوکامنت بالایی مراجعه بفرمایید و از یک غلط املایی ناب لذت ببرید.
طبیعیه دوست عزیز
من دکترای غلط املایی و تایپی
شده حتی صابون رو سابون ... متواظع ...پبروز .. اطلاق ... آدامث ... خیلی خیلی 
توی پست هام هم فاحشه!!!
بعضی وقتها که برمیگردم نگاه می کنم می گم چطووووووور ممکنه من اینو غلط نوشته باشم!!
لغت هایی که حتی کسی که سواد هم نداره می تونه درست بنویسه
حساس نشو پس روش :)
اگر بیانی هستید روی وارد شوید کلیک کنید تا مشخصات شما به صورت خودکار ظاهر شود.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan