هاتف

وبلاگ شخصی هاتف

به جنگ افسردگی بریم [+نسخه صوتی]

پیش دکتر رفتین و کلی مقاله در مورد از بین بردن افسردگی خوندین ولی هیچ کدومشون هرگز پاسخ گو نبودن . همه راه های مقابله با افسردگی که عموم مردم بهتون پیشنهاد میدن رو انجام دادین ولی با اینحال مهم نیست که چه کاری انجام میدین چون افسردگی از بین نرفته.

بعد از همه این صحبت ها٬ احساساتی چون ناامیدی٬خستگی و بی حسی می تونه بسیار وسوسه تون کنه که بیخیال از بین بردن افسردگی تون بشین . چون همه راه ها رو رفتین و همه توصیه ها رو گوش کردین ولی افسردگی تون نرفت و تسلیم شدین٬ دلیل نمیشه که راهی وجود نداشته باشه . لزوما اینکه یک توصیه برای کسی درست بوده دلیل نمیشه که همون توصیه روی شما کار کنه . می خوام توی این پست تعدادی ایده بدم که می تونه کمک کنه به رفتن افسردگی از درون شما . تنها چیزی که خیلی مهمه و شما باید این رو بدونین اینه که شما می تونین به افسردگی غلبه کنین . همش همینه!

مهم نیست که چه قدر احساسات شما بالا پایین میشه و چه قدر از افسردگی تون ممکنه بره یا بیاد . مهم اینه که راه هایی برای بهبود دادنش هست و می تونه هم بهبود پیدا کنه . در حال حاضر ممکنه همه چیز ناامید کننده باشه . ممکنه  شما برای به دست گرفتن یک کتاب و خوندنش تلاش عجیب غریبی برای جمع کردن انرژی و نیرو کنین و انرژی زیادی بخواین که در نهایت نمی تونین این انرژی رو جمع کنین و بلند شین به سوی کتاب اما این به این معنی نیست که بیخیال همه چی بشین.

چند تا ایده تمرینی خیلی ساده رو نوشتم که می تونه حالتون رو بهتر کنه و کمک کنه به عقب کشیدن افسردگی . می تونیم همه با هم انجامش بدیم و کمی به خودمون کمک کنیم . 

مهم ترین تمرینی که باید انجام بدیم گرفتن یک تصمیم بزرگه و اون تصمیم اینه که "افسردگی قرار نیست پیروز بشه" .

باید به تصمیم مون توجه کنیم . مهم نیست افسردگیمون چیه و چه قدره. مهم اینه قرار نیست برنده بشه. ما لایق رهایی از افسردگی هستیم. ما لایقش هستیم که افسردگی از ما بیرون بره. ما لایق این هستیم که از زندگی لذت ببریم و شاد باشیم و می تونیم باشیم. اگر هیچ کاری نکردین که نتیجه ای بگیرین یه کاغذ و قلم بردارین و تصمیم تون رو بنویسین. از قصد خودتون برای به دست آوردن این دوره از زندگی تون بنویسین و اون رو جایی قرار بدین که ببینیدش. قطعا شگفت زده خواهید شد از این که چه تغییر کوچکی است و می تونه باشه. در یک زمان این می تونه شما رو از فردی که در افسردگی دست و پا میزنه به فردی که در حال مبارزه با افسردگی و کتک زدن اونه تبدیل کنه.

دومین تمرین اینه که : بخندید!

خنده دقیقا مانند یک دارو عمل می کنه . می تونین از مزایای خندیدن توی اینترنت کلی سرچ کنین و مطلب بخونین ولی خیلی مهمه برای مبارزه با افسردگی تون سعی کنین راحت تر بخندین و درنهایت خوندن مقاله کمکی نمی کنه چون که باید بخندین. خنده تون رو قفل نکنین و رها کنین و راحت قهقهه بزنین. خنده نیز باعث ترشح اندورفین میشه که هم به خوابمون کمک می کنه و هم باعث کاهش درد میشه . حتی مخصوصا اگر افسردگی تمام شب شما رو ول نکنه! برای خندیدن می تونین به برنامه خندوانه نگاه کنین یا از توی اینترنت کلی مطالب خنده دار پیدا کنین و هار هار بهش بخندین. شک نکنین با این کار بهبود قابل توجهی توی نتیجه کار می بینین. سعی کنین ساده تر بگیرین ( نه ادای خنده رو در بیارین بلکه سطح انتظارات رو پایین بیارین تا هر اتفاق ساده ای بتونه شما رو بخندونه) . چون بعضی ها حتما باید یک طنز خیلی قوی باشه تا بتونن بخندن . ولی خیلی از آدما به طنز های سطحی هم می خندن . این آدما اگر اون طنز ها رو بشنون روده بر میشن . یه کم خنده رو آزاد کنین.

تمرین سوم: به خودتون اتفاقات خوب و افتخارات بزرگتون رو یاد آوری کنین.

وقتی که شما از افسردگی شدید رنج می برین خیلی آسونه که به هر طریقی فراموش کنین این حس رو که چه کارهایی قبلا کردین. این راهی که احساس می کنین به نظر همان راهیست که همیشه احساس می کنین . و همین طور ادامه داده میشه. اگر افسردگی تون هم به احساسات ناقص و کم ارزش و عزت نفس پایین متصل باشه همیشه به خاطر خواهید آورد که هیچ وقت اتفاق خوب و بزرگی توی زندگی تون نیفتاده و شما همیشه بدبخت روزگار بودین. شما ممکنه اینگونه فکر کنین ولی ببینین فقط به خاطر اینکه شما این فکر رو دارین دلیل نمیشه تعهدی هم به باورش داشته باشین. وقت هایی که خیلی شاد بودین رو به خودتون یادآوری کنین . اون زمان هایی که از زندگی لذت بردین . مهم نیست برای چند وقت پیش بودن . مهم اینه که توش شما خوشحال بوده باشین و به خاطرش بیارین. دستاورد های گذشته تون رو به خاطرتون بیارین. حتی چیزهای خیلی خیلی ساده مثل بیست شدن توی یک امتحان کلاسی یا قبول شدن توی یک شغل یا نوشتن اولین وبلاگ یا تغییر اولین کد یا نواختن اولین ملودی روی ساز هم می تونه یک پیشنهاد درجه یک باشه زمانی که شما توی حالت عزت نفس و اعتماد به نفس پایین ناشی از افسردگی هستین.

اگر براتون کمی سخته می تونین از طریق تصاویر و ویدیو روی کامپیوترتون٬ صفحه های اجتماعی مثل اینستاگرام یا وبلاگتون یا آلبوم های عکستون و یا هرجایی که ممکنه این خاطرات به نوعی ذخیره شده باشند این خاطرات رو با دیدن مدارک و تصاویزی از اون ها٬ اون ها رو به یاد بیارین و خودتون رو از زمانی که خوب بودین به خاطر بیارین . این کار شاید خیلی قدرتمند نباشه ولی بی تاثیر هم نیست و باعث یک سری اتفاقاتی داخل مغز میشه. نوع فکر کردنتون رو عوض کنین . می تونین جمله "من هرگز رنگ خوشحالی رو نمی بینم" که بار منفی زیادی داره رو با "من قبلا خوشحال بودم و حالا هم می توانم اگر بخوام این خوشحالی ها رو ایجاد کنم" عوض کنین .

 

تمرین چهارم : محیط مناسبی برای بازیابی انتخاب کنین

وقتی که ما وارد افسردگی می شیم انرژی مون برای انجام کارها کم میشه و شادابی مون رو از دست میدیم . این نتیجه اش میشه از دست دادن انرژی و رها کردن نظافت خونه و در کنار اون داشتن یک خانه و آشپزخانه و اتاق و توالت کثیف . خود محیط کثیف هم باز روی افسردگی ما اثر داره و اون رو بیشتر می کنه . زندگی کردن توی  یک محیط آشفته و بهم ریخته می تونه ذهن ما رو آشفته و به طبع اون می تونه ما رو افسرده تر کنه. مثل یک چرخه ناجور که افسردگی باعث بهم ریختگی محیط میشه و آشفتگی و بی نظمی محیط باعث افسردگی میشه . این فقط حالت ذهن ما رو بدتر می کنه. پس ما نظافت کردن خونمون رو فراموش می کنیم و باز به این چرخه کمک می کنیم. اما ما می تونیم این چرخه رو بشکنیم . تنها کافیه کارهایی رو کنیم که این چرخه رو بترکونه.

شما حتی مجبور نیستین نظافت رو شروع و تموم کنین . اولا تمیز کردن یک محیط آشفته کار بسیار سختیه و برای یک آدم افسرده فاقد انرژی عملا یک کار غیر ممکن به حساب میاد. از طرفی فکر کردن بهش هم باعث میشه که هرگز نتونین خودتون رو تکون بدین چون می دونین زیاده و بهتره وقتی که انرژی بیشتری داشتید این کار رو کنید . ولی نیاز نیست همه اش رو یک جا و در یک زمان مثل بولدوزر تمام کنین . روی یک قسمتی از اون تمرکز کنین و تمیزش کنین . آهسته آهسته و قسمت قسمت. برای مثال فقط یک میز از اتاقتون رو نظافت کنین و بعد یک استراحت و بعد یک کمد رو تمیز کنین و بعد یک استراحت و... یا هربار یک گوشه از اتاقتون رو تمیز و منظم کنین. می تونین کمی استراحت کنین و انرژی تون برگرده و باز قسمت بعدی رو تمیز کنین. نیازی نیست توی یک زمان به جون خونه بیفتین و اونقدر بسابین در حالی که هیچ انرژی ندارین .چون افسردگی انرژی و نشاط ما رو خالی می کنه و عملا اجازه نمی ده همچین کاری کنیم. بهتره با آرامش گوشه گوشه خونمون رو تمیز کنیم تا در نهایت یک محیط منظم داشته باشیم . اگر قسمت قسمت بشه انجام دادنش راحت تره تا اینکه همه با هم یکجا انجام بشه. در نهایت ما دارای یک فضای تمیز و بی آشفتگی میشیم که باعث نمیشه افسردگی ما بیشتر بشه و می تونیم داخلش به بازیابی خودمون بپردازیم که به ما کمک می کنه. شاید نظافتش بیشتر طول بکشه ولی در نهایت یک محیط تمیز بهمون میده که همین محیط تمیز بسیار به درمان افسردگی و بالا رفتن نشاط و اعتماد به نفس مون کمک می کنه و ما توی یک محیط منظم و تمیز بهتر می تونیم ریکاوری کنیم و با افسردگی مبارزه کنیم تا یک محیط آشفته و کثیف. به جز همه اینها اون حس خوبی که بعد از پایان کار نظافت بهمون دست میده هم خودش می تونه یک کمک قابل توجهی برای افسردگی مون باشه و به ما انرژی مثبت و خوبی بده . هر بار که می بینیم یک گوشه اتاق تمیز شده به ما انرژی می ده که گوشه دیگری رو شروع کنیم .

تمرین پنجم : شکر رو کم کنین

افسردگی ارتباط مستقیم به مصرف شکر داره . شکر هورمون پاداش رو در مغزمون فعال می کنه و از خوردن شکر همیشه حس رضایت داریم . دقیقا مثل یک انسان معتاد . شکر باعث میشه که تنها یک حس گذری و کاملا غیر ثابت وسریع از رضایت در ما ایجاد بشه و به محض تمام شدنش این حس هم از بین میره . اما این آسیب بسیار زیادی به ما میزنه . ما با خوردن شیرینی ها و شکلات ها و پاستیل ها و بستنی ها در کل شکر های فرآوری شده باعث آزادی دوپامین میشیم که یک حس رضایت و پاداش گذری برامون ایجاد می کنه اما بعد از اون این قند بالا میسوزه یا به چربی تبدیل میشه و از بین میره و کلیه آن احساس رضایت ها نیز از بین میره. بسیاری از تحقیقات هم نشان داده اند مصرف بالای شکر خودش باعث افزایش سطح های افسردگی در آدمها میشن. پس بهتره شکر خوردن رو کم کنیم تا بتونیم به کم شدن افسردگی مون کمک کنیم. شکر زیاد وزن ما رو بالا می بره و چاق شدن اعتماد به نفسمون رو پایین تر می آره و ما افسرده تر میشیم.

تمرین ششم : خوب لباس بپوشیم

افسردگی انرژی ما رو از بین میره. پس بهتره با کارهای کوچکی مثل دوش گرفتن و لباس خوب پوشیدن و عطر زدن یک انرژی خوب به خودمون بدیم . وقتی که اعتماد به نفس ما پایین است پوشیدن لباس های خوب خیلی می تونه به حس افسردگی ناشی از اعتماد به نفس کمک کنه و اون رو کمتر کنه . جتی اگر لزوما بهترین حالت خودمون رو هم حس نکنیم ولی همین کارهای کوچیک خودش برای خودش به بهترین وجه به افسردگی ما بهبود میده.

هرچیزی که بهتون احساس خوب میده اون رو انجام بدین . اگر آرایش کردن این کار رو می کنه آرایش کنید.اگر اصلاح کردن صورتتون این کار رو می کنه صورتتون رو اصلاح کنین. اگر لباس خاصی دارین که با پوشیدنش حالتون خوب میشه اون لباس رو بپوشین.و بعد انجام دادنش به آینه نگاه کنین . قطعا بی اثر نخواهد بود .این بهترین حالت شماست و می تونین هر کاری رو برای مبارزه با افسردگی کنین. این یک حس خوب اعتماد به نفس به شما میده حتی اگر کم باشه .

تمرین هفتم : بزنین بیرون

با خلق و خوی تون حتی در زمانی که در بهترین حالت هستین باز بهتره بیرون برین.بیرون رفتن خیلی مهمه . گاهی وقت ها اضطراب و افسردگی اجتماعی به این دلیل است که زیادی نمی خواین دور برین. مخصوصا جاهایی که جمعیت زیادی دارند . ولی باشه . این کاملا طبیعیه و می تونین جای دور نرین!  قدم های کوچک و آهسته می تونه خیلی کمک کنه به اینکه شما بتونین دوباره با جهان پیرامون در ارتباط باشین و یک پیشرفت قابل توجهی رو خواهید دید . آرام آرام به دور تر بین و به جاهایی با جمعیت بیشتر برین و خودتون رو بهبود بدین . دیدن آدمها و محیط بیرون و هوای تازه ( که متاسفانه در تهران و بیشتر شهرامون نداریمش) می تونه خیلی به ما کمک کنه . به جز همه این حرف ها ویتامین دی که در آفتاب وجود دارد هم به افسردگی کمک می کنه!

تمرین نهم : برقصین

توی هر شرایطی توی خونه یک موزیک خوب بگذارین و شروع به رقصیدن کنین .حتی اگر بلد نیستین!  تکون خوردن بدنتون اندورفین ترشح می کنه که برای شادابی خیلی مفیده. خیلی خوبه اگر بزنین بیرون و کمی بدویین یا به باشگاه ورزشی برین ولی رقص هم نه در این حد ولی به اندازه خودش خیلی مفید و بازیگونه و سرگرم کننده است.  در کنار رقص و اندورفین موسیقی که گوش می دین روی افسردگی تون اثر می ذاره و بهترش می کنه. در مزایای رقص توی اینترنت زیاد نوشته شده که می تونین بخونین.

تمرین دهم : یه کار خوب کنین!

بیشتر راه های کمک به افسردگی به راه هایی متمرکز شدند که بیشتر ما خودمون می تونیم روی خودمون انجام بدیم . اما میشه به آدمهای دیگر هم کمک کرد. تحقیقاتی نشان داده ست که انجام کمک می تونه حال ما رو خیلی بهتر کنه .  نیازی هم نیست میلیارد ها تومن کمک به کودکان آفریقایی کنین . همین که یک غذا به یک موسسه خیریه اهدا کنین٬ همین که به همسایه تنهاتون سر بزنین٬ همین که به گربه ای غذا بدین٬ همین که به گل های بیرون که دارن خشک میشن آب بدین٬ همین که یک سگ نگه دارین و داوطلبانه بیرون ببرینش و هزاران کار دیگه می تونه خیلی به لحاظ روحی بهمون کمک کنه .

تمرین یازدهم: خلاق باشین

نوشتن٬ نقاشی کردن٬موسیقی نواختن٬وبلاگ نوشتن٬ کاردستی درست کردن و .. می تونه خیلی به افسردگی مون کمک کنه. این می تونه خلق و خوی ما رو تغییر بده و باعث بشه احساسات ما جور دیگری بشن . سعی کنین ارتباطاتتون رو گسترده تر کنین . چون با دیدن اثر هنری تون قطعا بقیه ازتون تعریف می کنند و همین خودش هم برای مبارزه با افسردگی کافیست.

تمرین آخر : جعبه کمک های اضطراری افسردگی تون رو درست کنین.

این تمرین با اینکه تمرین آخره ولی خیلی مهمه . همونطور که همه ما جعبه کمک های اولیه و اضطراری داریم تا در صورتی که اتفاقی افتاد بتونیم خودمون رو نجات بدیم برای افسردگی مون هم چنین چیزی رو باید داشته باشیم. افسردگی یک مساله جدیه که خیلی ها با دارو و درمان و مراقبت های ویژه با اون مواجه میشن ولی دلیل نمیشه که شما نتونین اون رو کاهش بدین یا به بهبودنش کمک کنین. جعبه کمک های اضطراری افسردگی پر از چیزهایی است که به افسردگی تون خیلی کمک می کنه و همیشه برای حمله های افسردگی باید آماده به کار باشه!

می تونین یک تلفن داشته باشین که کلی موزیک خوب داخلش داره . توی جعبه می تونین عکس های خوب داشته باشین . کتاب خوب. یک بلیط سینمای خوب‌ (کارت هدیه سینما) . هرچیزی که باعث میشه حالتون خوب بشه باید در این جعبه وجود داشته باشه. حتی می تونین یک سری چیزهایی توی کاغذ برای خودتون بنویسین مثل افسردگی حالت گذریست و این حرفا که حرف های خوبی هم باید توش باشه.  اینطوری هر زمان حمله افسردگی آمد می تونین با کمک های اولیه افسردگی اون رو کنترل کنین.

و در پایان

راه هایی که اینجا نوشته شده اند تنها یک سری پیشنهادات هستند و نمی توانند جایگزین روش ها و درمان های پزشکی و داروهای آن شوند.اگر با افسردگی روبرو هستین حتما به یک مشاور و پزشک مراجعه کنین و تحت درمان قرار بگیرین . افسردگی این روز ها یک بیماری خطرناک است و دنیا امروز درگیر آن است . پس جدی اش بگیریم. 

اگر فکر می کنین این راه ها هم کار نمی کنن دلیل نمیشه تسلیم بشین .فقط تلاش کنین و تلاش کنین و امتحان کنین تا در نهایت راهی که به درد خودتون می خوره و برای خودتون مناسبه و به افسردگی تون کمک می کنه رو پیدا کنین.

نسخه صوتی:

 

 

 

 

اینکه گفتین بخندین :)
چند روز پیش تو خیابون بودم حواسم اصلا به اطراف نبود تو فکر بودم  نمیدونم چی شد به پسر از جلو زد شد ، وضع لباسش یه جور بود که من تا ده دقیقه میخندیدم منی که کمتر می خندیدم...
طرز لباسش رو مد بود و پاره پور😅  خیلی بد جور بود خخخ
خندم هم بند نمیومد :)) 
نمیدونم چرا اسم خنده میاد این موضوع یادم میاد :|
 مرسی بابت یادآوری و مطلب خوبتون!
خنده برای درمان افسردگی خیلی مهم و مفیده.
خواهش می کنم
خواهشا نگین افسرده شدم که گریه میکنم :(
همین فقط کم دارم :|
نه . من نگفتم افسرده شدی
گفتم اگر هستی می تونه کمک کنه . اگر نیستی که خوشا به حالت
یه بخش خیلی گندشم به اطرافیان ربط داره بعضیا ناخودآگاه باعث میشن حال آدم خوب شه
درسته . ولی خب وقتی که کسی نباشه آدم مجبوره این راه ها رو امتحان کنه تا حالش بهتر شه . از طرفی آدم های بد هم می تونن کاری کنن حال آدم بد بشه. نظرت در مورد این چیه ؟
آدم هایی که باعث میشن حالمون بد بشه و افسردگی مون بیشتر شه.
متاسفانه افراد افسرده همشون میریزن توی وبلاگ و باعث افزایش افسردگی میشن .
+ بعد از تلاش های بسیار خودم به تنهایی لینوکس رو نصبیدم :) روی کامپیوتر ُ پدرم نمیزاشت ُ چون قبلا خودش اشتباه نصب کرده بود و اطلاعات ویندوز پریده بود
++ یه سوال ؟ چطوری میشه ویرگول فارسی با اوبونتو زد ؟ کلید ترکیبی ویندوز رو میزنم میزنه : ُ
در مورد آدم های افسرده وبلاگ که دو حالت داره. اگر خودمون حالمون خوبه و انرژی شو هم داریم بهتره بهشون کمک کنیم که حالشون خوب بشه . این خیلی مفید و خوبه . اونا هم در نهایت انسانن و نیاز به کمک دارن . حالشون خوب نیست .اگر  خودمون افسرده ایم و نمی تونیم کاری کنیم و یکی باید به خودمون کمک کنه بهتره این وبلاگ ها رو نریم تا حالمون بدتر نشه
+ من هم مشکل گراب داشتم که خیلی کشتی گرفتم و در نهایت ویندوز و لینوکس رو باهم دارم الان :)
++ باید بری به تنظیمات زبان زبان فارسی رو اضافه کنی . کلید ترکیبیش CTRL+space هست . استاندارد هم همینه. من روی ویندوز هم کلید ترکیبی رو روی این قرار دادم . ولی اگر عادت داری توی همون تنظیمات کلید ترکیبی رو عوض کن . که من پیشنهاد نمی کنم و همین کنترل اسپیس خوبه. در مورد تایپ ویرگول هم اگر کیبوردت فارسی هست فکر می کنم shift+2 هست یا shift+t . باید ببینی کیبوردت چطوریه . دکمه هاش رو ببینی متوجه میشی ویرگول کجاست
:) 
سعی میکنم که خوشا به حالم باشه تا فکر کنم افسرده شدم :|
خیلی خوبه . پس خوشا به حالت که افسرده نیستی و حالت خوبه .
دست کسانی که افسرده هستند رو بگیر و کمکشون کن
اون جعبه ی افسردگی خیلی ایده ی خوبی بود . 
و اون نظافت اتاق و اینا ‌‌‌‌. من واقعا وقتی اتاقم نامرتبه هم عصبی میشم هم افسرده . خیلی خوب بود ممنون 

اوهوم . اتاق اگر تمیز بشه خیلی به ادم کمک می کنه که آدم بهتر با افسردگیش بجنگه .
خیلی این مهمه.
جعبه افسردگی هم باید همیشه در حالت آماده به کار باشه . مثل جعبه کمک های اولیه . باید همه چیش درست و سالم باشه تا وقتی حمله اومد آدم بتونه کاری کنه
متن رو که خوندم فکر کردم افسرده ام میخواستم گریه کنم بعد الان حالم خوبه :) 
دوست ندارم افسرده باشم ولی میدونم یه ذره هستم ولی نمیخوام اصلا همون یه ذره هم باشم از اسم افسرده و افسردگی بدم میاد .
سعمیو میکنم .
:) درود
من پزشک نیستم که از پشت کامنت ها تشخصی بدم کسی افسرده است یا نه . این کار به عهده پزشک متخصص است . زیاد جدی نگیر :)
مخسی
من هر وقت خیلیییی افسرده ام یه دو ساعتی به همین وضع ادامه میدم بعد پامیشم آهنگ میزارم چایی میخورم میرقصم گریه میکنم هر کاری که حالمو بهتر کنه... بعد یه دفعه میبینم جقدر حالم خوبه:) 
خیلی خوبه . هر کسی راه خودش رو داره و براش مفید و مناسبه و عالی .
خیلی خوبه . آهنگ های شاد و پرانرژی خیلی کمک می تونند کنند . باید با افسردگی جنگید.
فقط چرا اجازه می دی دو ساعت طول بکشه و دو ساعت توی افسردگی باشی؟
خیلی خوب و قابل اجراء بود.ممنون
پیاده روی و تمیز کردن اتاق و کار خلاقانه، لباس خوب پوشیدن و فکر کردن به افتخارات رو انجام میدم...
بازم ممنون:)
خواهش می کنم . مرسی که اومدی.
یک سوالی دارم و اون این هست که 
آیا از این پیاده روی و تمیزکردن اتاق و کار خلاقانه و لباس خوب پوشیدن و فکر کردن به افتخارات نتیجه هم گرفتی؟
یعنی آیا افسردگیت بهتر شده؟
یا اگر افسردگی نداری مانع شده که افسرده نشی؟
وقتی خود طرف نخواد ، دیگه کمک کردن به نظر من فقط خراب کردن خودته
نمیشه انقدر سخت قضاوت کرد عزیز
شاید می خواد ولی اعتماد نداره . یا چه می دونم شاید فکر می کنه کارساز نیست. افسردگی همیشه یه حس نا امیدی هم در کنارش داره
راستش نمی دونم اسمش افسردگی یا نه یا آیا مبتلا به افسردگی هستم؟؟
ولی تو دوران کنکورم وقتی دلم میگرفت همون کارا رو انجام میدادم...مثلا وقتی آزمونی رو خراب میکردم بعد از اون ناراحت میشدم ولی بعد از تمیز کردن اتاقم و مرتب کردن کتابا و بعد از اون هم شب میرفتم یک ساعت پیاده روی بعدش حالم خوب میشد و ادامه میدادم...
یا گاهی اوقات بی دلیل دل آدم میگیره که فک کنم بهش میگن تنگی خلق ،که اون موقع حتما میزنم بیرون تا وقتی که حالم خوب نشده نمیام و واقعا تاثیر گذاره
و کار خلاقانه هم چون تلاوت قرآن کریم کار میکنم....انرژی خاصی به آدم میده وقتی به تونی با نت ها و نغمات خاصی تلاوت کنی!
درسته . پس در اصل بهت کمک کرده که ناراحتیت ادامه دار نشه که در نهایت با ته نشین شدنشون به افسردگی برسه . خیلی خوبه . همین بی دلیل دل گرفتن نشون از افسردگی اره دیگه. پس از بیرون رفتن نتیجه گرفتی .
دقیقا درسته . تلاوت قرآن هیچ تفاوتی به صورت سیستماتیک با آواز نداره و خب کار خلاقانه می تونه باشه و قطعا انرژی بخش.
پس خوبه که نتیجه گرفتی. من خودم از پیاده روی خیلی نتیجه خوبی گرفتم .
به نظر من موثرترین درمان افسردگی...‌ ایمان، تقوا، عمل‌صالحه. والا بخدا |:
:))))))))))
اصلا افسردگیم رفت کلا!
:))))))))))))))))))))))))))))

ولی کلا مطلب خوبی بود یا نه؟
خیلی هم مفید و کاربردی بودن پیشنهاداتون:-)
شکر مخصوصا، خیلی جالب بود، نمیدونستم.
مرسی . مرسی که سر زدی و مرسی که نظر داری .
آره شکر زیاد هم متاسفانه رابطه خیلی مستقیمی داره . فک کن منم عاشق شکلات و این صحبتا ...
ضمنا یادم نرفته دهنم آب افتاده ها :)

ای کاش این راه ها رو امتحان کرده بودی تا می تونستم ازت بپرسم آیا موافق هستی؟
چرا میزارم دو ساعت طول بکشه؟ آخه تا وقتی به اوجش نرسم کاری برای خودم نمیکنم فوق فوقش گریه میکنم که بهتر هم نمیشم
خب نباید بذاری به اوجش برسه چون بیشتر ذهن رو اذیت می کنه و بدتر میشه
بهتره شروع نشده تموم بشه ..
فکر می کنم ما حق این رو داریم واقعا
چه جالب ، من برعکس فکر میکردم چون شکر حس رضایت داره میتونه مفید باشه ، حالا اینکه قند ساده لین حالتو داره ، پس میشه بهتره قندای  دیگه رو جایگزین کنیم ک مفید باشه ، مثل حبوبات 
اتاق تمیز واقعا تاثیر داره 
در کل عالی بود 
🌷🌷🌷
نه متاسفانه شکر افسردگی رو بیشتر می کنه .
بله اثر که داره . ممنون نظر لطف شما است
فکر کنم دارم افسرده میشم!!
نباید بذاری. برو دکتر حتما
و این راه ها رو هم امتحان کن
((: پس به تمرین‌ها اضافه کن: با آدمای خل و چل و کسانی که موجبات خنده‌ی شما رو فراهم می‌کنن، رفت‌و‌آمد کنید. (:
++آره واقعا عالی بود. نکته‌های خیلی جالبی توش آوردی‌.  مثلا اونکه گفتی شکر و اینا، جزء چیرهاییکه عمومیت داره و اکثر افراد رو شامل میشه چون تغذیه و تعادل مزاج روی روحیه و خلق‌وخو و حتی شخصیت اخلاقی افراد نقش کلیدی داره. طوریکه یکی بر همین اساس می‌گفت تغذیه روی سرنوشت آدم تأثیر می‌ذاره. ولی مثلا یه چیزی مثل رقصیدن من خودم می‌دونم که رو من جواب نمی‌ده. چون حتی وقتایی که رو مود خیلی خوبی هم هستم، رقصیدن دپرسم می‌کنه! چه برسه به اینکه واقعا افسرده باشم.
شما هوم‌سیک شدی؟ (:
خل و چل چرا . بهتره گفت شوخ طبع تا خل و چل :)
این راه ها برای همه جواب نمی ده . ممکنه برای بعضی ها بعضی هاشون جواب بده . بعضی هاشون جواب نده .
ولی در مورد شکر بحث مزاج نیست . بحث علمیه و تحقیقات روش انجام شده که متاسفانه خوب نیست . آدم های افسرده به شکر حمله می کنند و زیاد شکر می خورن تا حال بدشون رو با اون جبران کنن ولی بیشتر میشه . باید شکر رو کم کرد .

اممم . آره .
مطلب خوبی بود  (:
سپاسگزارم
ممنونم:)
ادم همیشه باید با صدای بلند بخنده که خنده هاشو حس کنه*-*!
اما من دوستام همیشه بگم میگن دیوونه:/!همیشه ها:/!حتی به همین اسمم سیوم میکنن:/چرا؟چون من اصلا برام مهم نیست عقاید دیگران چیه!اینکه دختر باشی و اینجور و اونجور رفتار کنی!خنده مگه بده اخه؟خیلیم خوبه!رقصیدن مگه بده؟مگه ادم حتما باید بلد باشه خوشگل و درست مثل فلانی برقصه خب؟همین که بپر بپر کنی و از خودت حرکت جدید دربیاری رقصه دیگه*-*!تازه مخصوصا اگه یه اهنگ اسپانیایی که کلا ادمو تکون میده پلی بشه*-*!
جدا از اینا.اوم بنظرم اینکه ما هم با این نوع ادم ها چجوری رفتار کنیم تا رنجیده نشن هم میتونه مهم باشه!چون اونا فوق العاده حساسن دیگه خودتون مسلما بهتر از من میدونید:)
خیلی ممنونم از مطلبتون:))))))))))))

دقیقا . یکی از معضلات همینه
بهتره آدم خودش باشه و با زندگی خودش کیف کنه .

خیلی خوب بود می تونم بگم فرد افسرده ای نیستم چون بیشتر این کار هارو انجام می دم البته به جز رقص که واقعا بدم میاد ://

اطلاعات خیلی مفیدی بود :))
ممنونم .
خدا رو شکر افسرده نیستی.
نسخه صوتی کار هم اضافه شد 
چقدر این مطلب به جا بود:)
چقدر خوب نوشته شده بود:)
ممنون
ممنونم.
نسخه صوتی اضافه شد :)
صدای خودتونه؟ :)
بلی صدای خودم هست
چه صدای باحالی داری :)
مرسی عزیز
 راهکارهای خیلی خوبی بود...اکثرشون رو تو دوره های مختلف امتحان کرده بودم ، برا من که جواب داده:)
ولی دو چیز خیلی مهمه یکی اطرافیانی هست که حالت رو بد میکنن ، ینی هر چه قدر تو برای حال خوب تلاش می کنی اونا باز به نحوی گند میزنن به حالت و یکی هم خود طرفه که باید بخواد. گاهی اوقات در طول افسردگی از این حالت خوشمون میاد و سعی میکنیم خودمون رو بیشتر و بیشتر درش غرق کنیم ، مثلا صورتمون رو اصلاح نمی کنیم ، اتاقمون رو تمیز نمی کنیم و انقدر به این حالت ادامه میدیم که از یه جایی به بعد دیگه رهایی ازش برامون سخت میشه.
آتیش افسردگی رو باید در لحظه خاموش کنیم ، مثلا با همون بیرون رفتن و کمی قدم زدن.
نظر لطفته دوست عزیز
خدا رو شکر جواب داده.
می دونی این آدم ها رو باید حذف کنی یا کاری کنی کمتر روت اثر بذارن . سعی کنی کمتر حرف بزنی باهاشون یا چه می دونم اینطور کارها . باید فاصله بگیری یا اگر امکان حذف هست حذفشون کنی . دقیقا . از یه جایی به بعد شروع میشه ولی بعدش قابل برگشت نیست.
باید سریع حالت رو عوض کنیم
چه پست خوبى بود!مرسى
درمورد خنده، من البته خیلى زیاد میخندم ولى خب مادرم اینجا هست و هرازگاهى موقع خندیدنم با یه چشم غره، نیشگون میگیره که یعنى یکم رعایت کن بچه :))
میتونم اگر افسرده شدم یه بخشیش رو تقصیر همینکاراش بندازم :دى
آخه چرا؟
مگه خنده زشته؟
خیلی هم خوبه . با اینکه احترام به مادر واجبه ولی دقت نکن و بخند . راحت بخند
معتقدن بعضى جاها باید مراعات کرد. 
دیگه یه سرى اعتقاداتى هست که تو مادر پدرا مونده :)
البته که من تو این مورد فرزند ناخلفى هستم
اوهوم . آخه خنده چیزی نیست که قابل مراعات باشه . شادی خیلی خوبه . خیلی خوبه.
ما باید بهشون یاد بدیم .
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan