هاتف

وبلاگ شخصی هاتف

برنامه صوتی گفت او گو (قسمت اول)

به مناسبت ۱۶ شهریور برنام صوتی گفتگو محوری ترتیب داده ام با تعدادی از دوستانی که قلم هاشون رو دوست دارم و خیلی وقت هست که دنبالشون می کنم . قرار بود با هشت نفر از این عزیزان کفتگویی صورت بگیره که متاسفانه تنها ۵ نفر از این عزیزان وقت گفتگو رو داشتند . از این رو این برنامه ها به صورت زمان بندی شده در این پست تقدیم شما عزیزان می گردد!

در این برنامه به طور مفصل با الهه خانم گپ زدم . مشکلات این قسمت رو به عنوان قسمت اول ببخشید . امیدوارم که لذت ببرین . لطفا اگر گوش می کنید کل قسمت های مجموعه رو گوش کنید . در مورد وبلاگ و وبلاگ نویسی یک گفتگوی عادی کردیم . 

برنامه اول : گفتگوی شماره یک  ( دانلود فایل گفتگو )

پخش کننده :

برنامه شماره دو . گفتگو با سارا

برنامه شماره سه . گفتگو با نلی

برنامه شماره چهار گفتگو با مریم

برنامه شماره ۵ . گفتگو با تهمینه

بزرگوار در پست جداگانه بذارید که باخبر شویم!!
سپاس
سلام انجام شد
خیلی هم عالی:)))
گفتگوی خوبی بود، خسته نباشی:)
ممنونم ازت...خوب شنیدی
گفتگوتون خیلی جدی بود.
اولین باری بود که یه گفتگوی جدی از بلاگرا می شنیدم. :)
نخسته :)
قربونت . مرسی
شماره های جدید هم میاد . امروز یکی شون آپلود میشه!
سلام به دو گفتگوکننده عزیز :)
نیم ساعتش رو تا الان گوش دادم و بیشتر با الهه جان موافقم 
من هم غروری به طور کلی توی بیان ندیدم تا حالا , حالا شاید یکی دو مورد باشه ولی به طور کلی نمیتونم بسطش بدم
حتی شنیدم که ظاهرا یه عده با هم بحث و تندخویی داشتن اما خودم ندیدم باز.حتی واسه همشون کامنت میذاشتم و بعد فهمیدم بله گویا بحثی بوده!
شخصا اهمیتی نمیدم . دوست ندارم فضای اینجا مثل بقیه ی شبکه های اجتماعی شه و دلزده ام کنه,قطبی و جهت گیری و ...
برم بقیشو بشنوم :)
سلاام و درود!
خیلی ممنونم که داری گوش می دی . من هم هنوز خیلی وبلاگ ها رو ندیدم و هنوز کسی با من این رفتار رو نکرده ولی به صورت خفیفش رو بله دیدم و به صورت شدیدش رو بهم گفتن که بوده . برای همین بهش اشاره کردم . بیشترش یا پاک میشن برای عدم آبروریزی یا خصوصی پست میشن .
این گفتگو پنج قسمته و کاملا به هم مرتبطه . من از همه عزیزان می خوام اگر شماره یک رو گوشت دادن تا شماره پنج رو به طور کامل گوش بدن . توش حرف های خیلی مهمی زدیم . بحث های داغی کردیم.

لطف می کنی بقیش رو می شنوی
میدونی من احساس میکنم غرور نیست , الان بی اعتمادی بیشتر شده به نظرم
این "حریم شخصی"ه خیلی پررنگ شده.انگار کهیر میزنیم یکی وارد دایره مون شه! نه؟!موافقی؟
راجع به بی اعتمادی بحث شده ولی در شماره ۵ و باید همه اش رو گوش کنی .
حریم شخصی هم موافقم . ولی خب خیلی پادکست ها نزدیک هم شد نشد زیاد بهش بپردازیم . ولی مهمه .
ایده ی خوبیه این سبک مصاحبه
آفرین هاتف
تشکر می کنم از تعریفت دوست عزیز
من خودم از فضولی خوشم نمیاد.اینکه یه نفر برای بار اول وارد وبم شده و بخواد تمام اطلاعات من رو توی کامنت بپرسه برام جالب نیست
اما با کسی که خواننده همیشگیم باشه مشکلی ندارم.حتی اسم و فامیل واقعیمو میدونن . و هر سوالی هم بپرسن باز خبری نیست

دارم همزمان گوش میدم نظر میدم چون میدونم یک باره بخوام نظر بدم همه رو یادم میره! مشکلی که نیست؟!
نه مشکلی نیست . راحت باش . آره . البته الهه هم باید بیاد اینجا نظر بده و من هاست برنامه بودم و بس آقاااا :)))
اهنگ هم دوست داشتیم :)

لطف داری :)
فکر کنم منظورش احتمال برگشت به ایران بود
خب بعد ازش پرسیدم و خب جوابش رو نمی دونم برای همین جواب جواب ندادم . البته انتشار پادکست و پاک کردن فایل های مربوطش هم توی این اصلاحیه بی تاثیر نبود!
دقیقا
منم غرور زیاد می بینم تو بیان و همیشه با این مشکل داشتم در حالی که تو بلاگفا این طور نبود و هنوز بعضی وقتا دلم می خواد برگردم اون طرف ولی خیلی خلوت شده بالاخره هر کسی که بلاگر هست دلش می خواد خونده بشه و اون طرف دیگه این طور نیست مثل قبل
حتی خیلی ها به خاطر دنبال کننده هاشون که خیلی زیاده مغرور هستن یا به خاطر این که موقعیت اجتماعی x رو نداره می خواد زود کوچیکش کنه اینو منم خیلی دیدم متاسفانه... 
کاملا درسته . پس تو هم این غرور ها رو دیدی . چه قدر زشت و زننده ان! مگه نه؟
متاسفانه اینطوریه و امیدوارم درست بشه . امیدوارم . ما خیلی مشکلات داریم و تحت فشاریم به حد کافی . دیگه توی وبلاگها با هم دوستی کنیم و اینجا رو شیرین کنیم نه تلخ ...
آره یه چیزایی دیدم که حتی حاضر شدم وب رو کلا حذف کنم انقدر حال روحی منو به هم ریخته... 
حتی شده من یه عکس از اینترنت بزارم اومدن به من گفتن این عکس وب منه حق نداری بزاری تو وبت اصلا یه چیزای خیلی عجیب که می دونی علتش رو به خاطراین می دونم که فرهنگمون به بچه های جدید داده نشده...
تو بلاگفا با بچه های قدیمی که چت می کردم همه خیلی رفیق بودن چون بچه های با سن بالاتر بودن ولی الان بچه های با سن پایین اومدن که فرهنگ قدیم ایران رو ندارن و به نظر من اگر تعدادی از دوستان دیگه نمی نویسن دلیلش اینه 
این که تو پاکت شیک و مجلسی تیکه می ندازن رو هم خیلی قبول دارم 
از نظر من بالاخره هر کسی عقاید مخالف هم داره باید نقد سازنده باشه ولی ما با توهین اشتباهش می گیریم متاسفانه
و این که اعتماد به هم نداریم نیست اتفاقا اگر آدم بی اعتمادی هستیم که نمی‌آیم از زندگیمون تو وبم ن بزاریم نه این نگاه بالا به پایین هست این از نظر روانشناسی سازگاری که تو فرزندان امروز ما پایین اومده.... 
نه وبت رو حذف نکن . نباید روت تاثیر بذاره . نباید بهم ات بریزه . حیفه . تحمل کن و سعی کن بهشون یاد بدی همین .
من بودم و می دونم شرایط چطور بود ولی الان نیست متاسفانه . آره تیکه رو می ندازن و بد می ندازن .
درسته :)
ولی نبند . باش و بنویس .
سلام  ، میتونم یه  نقد کوچک بکنم ؟ 

اول اینکه  نمیشه این ویس رو جلو و عقب برد ؟؟
 این امکان رو داره ؟ من چک کردم نداشت فکر کنم باز بگم من کار با این مورد رو نمیدونم ..
دوم نقدی نیست 
یه تعریف هست برام خیلی جالب بود ایده واقعا قشنگیه :) 
و در آخرم صداتون خیلی شبیه به یکی از استادهای خوبم هست البته الان دیگه نیستن استادم ...
و اینکه خبری از اون مطلبی که میخواستین بذارین چرا نیست ؟ همون 53 تا لایکه..
 امیدوارم موفق باشید :)
سلام . نقدت وارده و متاسفانه این پخش کننده امکان عقب جلو نداره . باید فایل رو دانلود کنی یا به صفجه  فایل که آپلود کردم بری و از پلیر اون سایت بشنوی که اون امکان عقب و جلو کردن داره

خیلی ممنونم . ( ولی عقب جلو نکن!! کامل گوش کن!! ) :))))))
فکر کنم اون خط قبل از موفق باشید رو نخوندین !

آخه میدونید چیه ، یه چند بار صفحه رو اشتباه بستم بعد شروع دوباره ... ولی چون اینجوری دیگه سعی میکنم کامل گوش بدم ولی اگه پارت بندی میشد شاید بهتر بود .
آرام جان خنده ها رو ندیدی . داشتم شوخی می کردم عزیز :)))
عقب جلو هم کردی کردی :)
تو فایل داره توی پلیر نه متاسفانه .
سلام :)
من تازگی با وبلاگ شما و الهه جان اشنا شدم واسه همین پیش زمینه ای نداشتم و صرفا اینکه الهه جان تقریبا هم سن منه و تقریبا همون زمانی که من شروع به وبلاگ نویسی کردم ایشون هم این کار رو کرده برام جالب بود که صحبت هارو گوش بدم هرچند یکم خیلی طولانی بود نمیدونم چندساعت بود :)) ولی خب بحث هایی که شد خیلی واسم جالب بود چون یک سری مسائل هم بود که خودم تجربه کرده بودم و فکر میکردم صرفا واسه من اینطور بوده و متوجه شدم که ظاهرا رایج هست متاسفانه۰۰۰
راجع به باندهای نامرئی راستش چندسال پیش که بعد از ترکیدن بلاگفا وارد بیان شدم حسش میکردم و اوایل خیلی واسم سخت بود ولی خب از اونجایی که صرفا واسه خودم مینوشتم زیاد واسم مهم نبود ارتباط گرفتن و به خوندنشون بسنده میکردم ولی خب با گذشت زمان و کامنت گذاشتن و ۰۰۰ با بعضی از بلاگرا اشنا شدم و حتی دوستای خیلی خوبی هم پیدا کردم ولی خب راجع به غرور به نظرم اره یه عده هستن که نگاه بالا به پایین دارن یا سرد برخورد میکنن و ۰۰۰ ولی خب اونقدر زیاد نیستن کسایی که من برخورد داشتم و افرادی هم که بی احترامی دیدم ازشون رو خب پذیرفتم که مثل دنیای عادی یه عده هم این شکلن و یا نمیخونمشون یا اگرم میخونم کامنت نمیدم تا خودمو تو شرایطی نذارم که بهم بی احترامی بشه ۰ 
ریا هم تجربه ش رو داشتم و این مسئله انقدر منو شوک کرده بود تا چند هفته که باورش واسه خودم هم سخت بود فکر میکردم من اشتباه متوجه شدم ولی خب همونطور که قبل هم گفتم بلاگرا هم انسانن با ویژگی های متفاوت و من نمیتونم انتظار داشته باشم همه خوب رفتار کنن و همه چی پرفکت باشه و ۰۰۰
صحبت های خوبی بود فقط کاش مثلا دو قسمتی بود چون من همینا هم که گفتم یادداشت کرده بودم وگرنه انقدر موضوعات مختلفی مطرح شد که ادم فراموش میکنه ولی ممنون از وقتی که گذاشتین من دوست داشتم :)
خیلی ممنونم که گوش دادی پوپک جان . خیلی لطف داری .
کلا کارهای گپ و گفتی محور و پادکستی که برنامه ضبط شده است و محدودیت زمانی هم داخش مطرح نیست حداقل یک ساعته است . مثلا گفتگویی که فردا قراره آپلود کنم سه ساعت و ربعه حدودا!
خودم ایده ام بود که به قسمت های نیم ساعته تقسیم کنم ولی دیدم ممکنه نصف و بشنون بقیه شو نشنون . برای همین ریسک و قبول کردم و فایل ها رو اینطوری گذاشتم . ولی فایل های بیشتر از یک ساعت و ده دقیقه رو دو کیفیته میذارم . یعنی با کیفیت ۱۲۸ و ۹۴ میذارم که حجم کمتری مصرف کنه
در مورد کل حرفات راجع به محیط وبلاگ نویسی موافقم و ممنونم نظرت رو گفتی .. خیلی خوشحالم که دوستش داشتی و ممنونم که نظر دادی . قطعا لطفته .
مرسی که به نوعی به بحث پیوستی .
ازت ممنونم
البته من بوبکم نه پوپک :دی
اره حرف شما درسته ۰پس باید بذارم سر فرصت گوش کنم :)
ببخشید من گفتگو از صبح میکس کردم واقعا دارم میمیرم از خستگی .
فردا فایلشو میذارم در حدود سه ساعته ندیدم . ممنونم بوبک جان . مرسی که لطفداری.
من در همین لحظه دارم فایل صوتی میکس شده رو بالاخره تموم می‌کنم و اومدم که تشکر کنم ازت😊
خیلی زحمت کشیدی، می‌دونم خیلی وقت گذاشتی!
مرسی که به سوال‌های منم جواب دادی:)
از دوستانی که اینجا کامنت گذاشتن و فایل رو گوش دادن هم خیلی تشکر می‌کنم. مرسی که وقت گذاشتید:)
+ نکته: اسم وبلاگ من "راسپینا" ست😂 آدرسش خیلی معنی خاصی نداره، مخفف اسمم هست :دی
+ نکته۲: اون کتابه دقیقا جلوم بود خب:)) چون در حال خوندنش بودم و خوشبختانه دیروز صبح بالاخره تموم شد! این که گفتم نمی‌دونم چرا تموم نمیشه به خاطر این بود که حجمش کم بود، ولی تموم نمی‌شد:))
خواهش می کنم الهه عزیز مرسی که شرکت کردی و مرسی که وقت گذاشتی و مرسی که داری گوش می کنی .
لطف داری . زحمت نبود . سخت بود ولی زحمت نبود عزیز . مرسی
من خواستم آدرست رو بخونم دیگه . کتابه هم فهمیدم جلوم بود . خواستم بگم کتابش دیرخونه (دیرپز)
گوش دادم؛ با یه سری قسمت ها مخالف بودم و یه سری جاها هم موافق، اما یادم نیست! چون در حال کد زدن بودم؛ برای گفتگوهای بعدی ان شاءالله : )

در کل حالم رو بهتر کرد. ممنونم که هستید و ادامه می دید!
مرسی آقای خیال . مرسی که گوش دادی و تشکر می کنم نقدت رو بگی .
گفتم شاید جدی در لفظ شوخی هست :)
چی نفهمیدم این رو
یعنی  فکر کردم جدی گفتین ولی نحوه بیان کردنتون جدی نبود  ... 
آها.. نه شوخی کردم باهات :))
خیلیم عالی عالی : )
مخلصم
فقط یه ساعت و نیم زمانی زیادی نیست؟ البته جسارته
خواهش می کنم چه جسارتی دوست عزیز
ممنونم یک دنیا
خب کمتر گفتگو ناقص می موند گرچه هول هولی شد و بد هم شد
اگر بیانی هستید روی وارد شوید کلیک کنید تا مشخصات شما به صورت خودکار ظاهر شود.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan