هاتف

وبلاگ شخصی هاتف

خوشبختیم یا ...

در وبلاگ لنی (تردید ها و دوراهی های زندگی من) مطلبی رو مطالعه کردم به نام آینده خوشبختی که در مورد خوشبختی و احساس خوشبختی کردن نوشته شده بود . اینکه واقعا معنی خوشبختی در تعاریف مادی خلاصه میشه یا نه و بررسی خوبی در این زمینه انجام داده بود که خواندنش قطعا خالی از لطف نیست .

دوست داشتم نظرم رو در قسمت کامنت ها براش بیان کنم ولی بهتر دیدم که این نظر رو به صورت پست منتشر کنم که هم پست رو به شما پیشنهاد بدم که خب ایده خوبی داشت و هم از طرفی کامنت خودم رو در قالب پست بذارم تا شاید مخاطبای من که شاید وبلاگ لنی رو دنبال نمی کنند هم دسترسی داشته باشند .

اینکه با این پست موافقم یا مخالف کاملا بحث جدایی محسوب میشه . اما به نظر من خوشبختی و خواست های انسان به دو قسمت کلی تقسیم میشه . نیازها و خواست های انسانی و نیازها و خواست های روحی . نمی توان این دو را با هم مخلوط و در نهایت به یک احساس رضایت و خوشبختی رسید. چه بسا که چه کسانی در فقر مطلق ولی شاداب زندگی می کنند و خیلی ها در کاخ هایشان دست به خودکشی می زنند و گاها حتی خیلی ها از فقر دست به خودکشی می زنند و برعکس خیلی ها در کاخ هایشان هستند و لذت دنیا رو هم می برند . باید این احساس خوشبختی رو خیلی دقیق تر بهش نگاه کرد و جستجو کرد.

احساس خوشبختی در اصل احساس رضایت بسیار شدید از تمامی شرایط محیط پیرامون ماست . وقتی ما احساس خوشبختی داریم که همه چیز طبق روال خودش باشه . یعنی وقتی که تقریبا همه نیازهامون برطرف شده باشه اصولا ما باید احساس خوشبختی از شرایط خودمون داشته باشیم . ولی همانطور که قبلتر عرض کردم نیازها به دو دسته مادی و روحی تقسیم می شوند . 

نیازهای مادی مثل مسکن٬غذا٬شغل٬داشتن آیفون و هر نیازی که می تونه مادی باشه . یک سری نیاز روحی هم داریم مثل داشتن همسر٬داشتن دوست٬داشتن فرزند٬ داشتن محبت٬داشتن مقبولیت و از این قبیل نیازها . هر زمان که شخصی به میزان قابل توجهی از این دست نیازهاش تامین شده باشه می تونه احساس خوشبختی کنه . ولی وقتی یک چیزی این وسط درست نباشه این احساس خوشبختی هرگز به وجود نمی آد . برخی از نیازها اضافی تر و بر اساس خصلت گسترش پذیری انسان شکل می گیره . همیشه آدم میخواد جلوتر از هر چیزی باشه . همیشه می خواد خونه اش بزرگتر باشه اما تا چقدر؟ این گسترش پذیری قراره تا کجا پیش بره . همین مساله باعث میشه که ما هرگز به احساس خوشبختی از لحاظ نیازهای مادی نرسیم . سر همین باید بیشتر و بیشتر کار کنیم تا به آن لذت برسیم و در نهایت به علت همان گسترش پذیری به نتیجه نمیرسیم . نیازهای روحی هم مانند همسر بسته به روح ما داره . برخی برای خودشون رسیدن به عشق واقعی رو احساس خوشبختی می دونن و برخی صرفا داشتن بچه سالم و برخی اینکه بهشون بگن جناب مهندس و برخی هم داشتن بهترین چیزها بهشون این حس روحی رو میده . 

اتفاقی که این وسط می افته همانطور که دقیقا لنی هم در مطلبش اشاره کرده بحث کمبود این احساس خوشبختیه . صرفا اینکه یک کشوری همه ترازهای اقتصادی و همه چیش مثبت و بالا بوده باشه نمی تونه قابل استناد باشه که حال روحی آدمهاش هم خوب باشه چون این کشورها اگر توانستند کاری هم بکنند آن قسمت مالی رو درست کردند و قسمت نیاز روح اتفاقی است که گاها با تامین نیازهای صرفا مادی ممکنه به مشکل خورده بشه . ایضا برعکس . کسانی که پول زیادی دارند ولی کودکی دارند که مشکل تنفسی دارد . اینها خوشبختی رو در این می بینند که کودکشان سالم بود و این ثروت رو نداشتند .

از طرفی گاها خواست های روحی نیز ارضا نمی شوند . برای مثال اشخاصی که عاشق می شوند و هرگز به معشوقشان نمی رسند٬ یا کسانی که سالها در انتظار بچه دار شدن عمر سپری می کنند و با حسرت به کودکان دیگران نگاه می کنند . پس این امر احساس خوشبختی کاملا یک امر شخصیست . وقتی که این احساس به هر دلیلی پر نشد انسان مجبور به فراموشیست . گاه این فراموشی توسط ما قابل انجام است و گاه قابل انجام نیست .

اگر قدرت حل این مشکل یا حداقل فراموش کردنش را داشته باشیم پس آماده مشکل دیگری خواهیم شد اما اگر این امر میسر نشد و ما توانایی این مساله را نداشتیم مجبور می شویم از موادی استفاده کنیم که نه خوشبختی حتی لحظه ای که تنها فراموش کاری را برای ما به ارمغان خواهند آورد . صرفا کشیدن مواد صنعتی برای این نیست که انسان احساس خوشبختی مقطعی و لحظه ای داشته باشد . گاها این احساس از کمبود یکی از این نیازها نشات میگیرد . برای مثال شخصی که همه چیز دارد و به همه چیز رسیده است و به ارضای داشتن و حتی به ارضای احساس خوشبختی نیز رسیده ... دیگر هیچ چیزی حالش را بهتر نمی کند. پس برای فراموش کردن اینکه چیزی نیست که حالش از این بهتر شود روی به این مواد خواهد آورد .صرفا بشر برای ایجاد احساس خوشبختی دست به دستکاری ژنتیکی یا ساخت داروهای خوشبختی نیفتاده . بلکه بیشتر درد نبود خوشبختی یا عادت به حس خوشبختی زیاد باعث شده که ما دارویی در اصل برای فراموشی و گیجی بسازیم و این درد را با گیجی سپری کنیم .

مشروبات الکی به شما احساس خوشبختی نمی دهند٬ بلکه تنها حواستان را از آن اتفاق پرت می کنند . این که لنی عزیز به این دیدگاه و ایده پرداخته بود که بشر که توانایی کامل رسیدن به همان خوشبختی مد نظر خویش را ندارد پس با دارو این حرکت را انجام میدهد هم می تواند محلی از اعراب داشته باشد اما گاها این مواد تنها برای تسکین استفاده می شوند . درست برای کسی که دیگر همه چیز جهان را دیده و همه احساس های خوشبختی جهان را کرده و برای همین چیز بیشتری وجود ندارد که ارضایش کند پس برای تسکین این مشکل رو به همین داروهایی که به اصطلاح در این پست داروهای احساس خوشبختی آور اتلاق شده روی خواهد آورد .

گاهی درد صرفا رسیدن به یک موقعیت شغلی یا خانه بزرگ تر نیست .گاهی وقت ها اگر مانند بودا به درون غار برویم آرام آرام دردهای درونی شروع خواهند گشت و این گسترش پذیری در شناخت خود نمود پیدا کرده و در همان غار نیز دغدغه خواهد شد . مسایل مادی را می تواند با نادیده گرفتن و در غار زندگی کردن و نخواستن بهشان رسید. اما درد ها و مسایل روحی را نمی توان با نشستن در غار و نخواستن آنها را کنترل نمود . یعنی در اینجا دید روحانی انسان در نظر گرفته نشده است . انسان بسیار پیچیده تر از هر مساله ساده ایست که ما مطرح می کنیم . روح انسان نیز همین مقدار پیچیدگی را در خود دارد . به تایید و شاید تکمیل آن مطلب این مطلب را عرض نمودم . اگر این خواستن بیشتر در شناخت خود و عرفان و تزکیه نفس اتفاق افتاد چه؟ باز در نهایت باید روی به داروهای احساس خوشبختی آور آورد .

پیچیدگی های انسان بسیار فراتر از تعاریف انسان خردمند است.

امروز وبلاگم ۳۳۳۳ روزه شد :)  --  عکس

من فک میکنم خوشبختی از درون ادمها نشات میگیره... سخته این مطلب... سخته در موردش حرف زد... بهتره کامنتی ننویسم... من نوشته لنی رو هنوز نخوندم... میخونمش ممنون معرفی کردین. 

خواهش می کنم ممنون که نوشتی
اووه این همه روز... یعنی چن سال؟!!!! ۱۴؟! یا ۱۵؟ یا ۹ سال؟! شایدم ده سال🤔🤔🤔
تقسیم بر ۳۶۵ روز کنی درمیاد :))))
هاتف جان مطلب خیلی خوبی بود و به نظرم تکمیل کننده ی پست من بود و من با بیشتر حرفات موافقم...هراری یه جمله ای درمورد خوشبختی میگه با این مضمون؛ میگه شاید پیدا کردن خوشبختی واقعی برای انسانها از پیدا کردن عمر جاوید و غلبه بر مرگ هم سخت تر باشه...در عین حال که برخی راحت و با امکانات کم احساس خوشبختی میکنن برخی با بیشترین امکانات دربه در به دنبال خوشختی میگردن...
راز بزرگی در دل داره خوشبختی..
همش توی همون دله .. همه چی ...
اگر بیانی هستید روی وارد شوید کلیک کنید تا مشخصات شما به صورت خودکار ظاهر شود.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan