هاتف

وبلاگ شخصی هاتف

سال نو؟

نوروز ... نو روز .. سال نو ..

تعاریفی که شاید برای هر کسی می تونن متفاوت از نفر بعدی باشن . شاید بهتر بود که مثل همه و همیشه و روتین یه سال نو مبارک توی عنوان و یه عکس سبزه و یه سال نو مبارک به شما عزیزان تبریک می گفتم . نه از سر متفاوت بودن یا شاخ بودن ولی نمی خوام امسال ماسک به صورتم بزنم مثل هر سال . همیشه تصمیم اینکه چه درسته و چه غلط باعث شده چیزی باشم که دوست نداشتم .

سال نو شده و چشم بستن بهش کاری نبود که دوست داشتم انجام بدم ولی .. این بار می خوام متفاوت باشم . سال نو رو تسلیت بگم! فکر نکنید که باز فاز روشنفکری و زیر سوال بردن نوروزه . نوروز مراسم زیباییه . نو شدن سال و اینکه ما یک روزی رو بذاریم که هر سیصد و شصت و پنج روز یک بار (و هر چهار بار یک سیصد و شصت و شش روز ) رو جشن بگیریم و نو نوار بشیم . و در نهایت اسمش رو بذاریم یک سال . همه این ها برای من قابل احترام و عزیزن و چه خوب که باعث شادی بشن . اما نوروز برای خیلی ها دیگه نوروز نیست ..

برای پسری که توی غربته و وضعیت مالیش افتضاحه و دلتنگ خانواده است نوروز نیست .. برای مردی که زن و بچه اش رو در سانحه رانندگی چند سال پیش از دست داده دیگه نوروز نیست. برای دختر بابایی که باباش رو از دست داده دیگه نوروز نیست .. برای پسری که کل وجود و نفس و روح و زندگیش رو از دست داده و اون آدم برای همیشه ترکش کرده دیگه نوروز نیست . برای کسی که همه قسط هاش مونده و نداره حتی یک کیلو پسته بخره ببره برای زن و بچه اش دیگه نوروز نیست . برای جوونی که پولی وام گرفته و قرض کرده برای اینکه یه تجارتی راه بندازه و به خاطر شرایط گند اقتصادی کشور قسط هاش مونده و بزودی قراره زندان بیفته نوروز نیست . برای کسی که حسرت اینو داره بره رستوران یه کباب کوبیده با خانواده اش بخوره به خاطر قیمت گوشت دیگه نوروز نیست .. برای بیمار سرطانی روی تخت افتاده نوروز نیست . برای کسی که حسرت یه روز خوب تو زندگیشه نوروز نیست . برای آدم بیکاری که توی سن ۲۹ سالگی داره هنوز از نون باباش می خوره از حقوق بازنشستگی باباش نوروز نیست . برای راننده تاکسی که هشتش گرو نه اشه نوروز نیست . برای کسی که صبح تا شب توی آشغالا پلاستیک جمع می کنه نوروز نیست .. برای کسی که تازه گی ها عزیز از دست داده نوروز نیست.. برای کسی که پول نداره و وضعیتش خرابه نوروز نیست . برای کسی که دیگه هدفی توی زندگیش نمونده و بلاتکلیفه نوروز نیست .. برای کسی که سربازه و توی پادگان سر پست نگهبانیه نوروز نیست .. برای پیرزن یا پیرمرد توی آسایشگاه سالمندان نوروز نیست . برای زنی که هر روز از شوهرش کتک می خوره و امیدی نداره نوروز نیست . برای بچه ای که توی بهزیستی یچ کسی رو نداره و سال دیگه ۱۸ سالش میشه و باید آروم آروم به فکر خودش باشه نوروز نیست. برای مردی که ده ساله توی خونه خودش تنهاست نوروز نیست . برای کسی که نه هیچ خانواده ای براش مونده و نه هیچ دوستی دیگه نوروز نیست .. برای کسی که کل زندگیش رو باخته نوروز نیست .. برای کسی که برای ۱۰ میلیون بدهکاری زندانه و هیچ کسی رو نداره نوروز نیست .. برای خیلی ها ۱ فروردین هم یه روز لعنتی ایه ... مثل ۲۹ خرداد .. مثل ۱۲ مهر .. مثل ۱۹ بهمن .

فقط نوروز روزیه که باید خوشحال بود .. فرقش با ۲۹ خرداد اینه که درد ۱ فروردین بیشتره .. چون هست تا شاد بود .. چون هست تا نو شد .. چون باید اینطوری نبود ... نوروزی که نیست برای همه کسانی که درست در ساعت ۱ و ۲۸ دقیقه بامداد اشک از چشماشون در اومد و قلبشون فشرده شد مبارک .. برای همه کسایی که می دونن درد چیه و با درد زندگی کردن مبارک .. برای کسانی که چشم انتظار عزیزشونن مبارک .. برای کسایی که هیچ کسی یادشون نمی کنه و همه یادشون رفته .. مبارک .. همه کسانی که به خودشون میگن فقط امروز نیست و هر روزی شاد باشی نوروزه ولی حتی اون روز شاد هم تو طول سال براشون نمیاد مبارک ... برای کسانی که اونقدر خسته ان ... که نفس برای زندگیشون نمونده ..

دیگه نمی خوام از این نوروز شاد باشم . دیگه نمی خوام ماسک بزنم .. نوروز برای آدم بدشانسی مثل من هم مبارک ...

«نوروزی که نیست برای همه کسانی که درست در ساعت ۱ و ۲۸ دقیقه بامداد اشک از چشماشون در اومد و قلبشون فشرده شد مبارک»
برای چند لحظه احساس کردم تنها نیستم.
....
نه سوگند جان تنها نیستی .... خیلی ها .. خیلی ها نوروز براشون نوروز نیست ..
امیدوارم حال دلتون زودی خوب شه...
خوب نمیشه ... خوب نمیشه ..
دیگه هیچ وقت خوب نمیشه ....
تبریک میگم
منم به شما تبریک میگم .. ممنونم
يكشنبه ۴ فروردين ۹۸ , ۱۰:۰۷ فاطمه سادات داوری
منم سال نو رو به شما تبریک می گم.
مرسی
+......
نوروز مبارک بر همه کسایی که درد دارن اما پنهونه... 
درد اما ... پنهونه ...
چی بگم هاتف...فقط میتونم آرزو کنم که حال دلت خوب بشه پسر...یعنی حال دل هممون خوب بشه...
حالم .... نمی دونم ....
اینکه حال هیچ کدوم مون اونجوری که واقعا باید خوب باشه نیست
هیچ شکی توش نیست.
عید رنگ سابق رو نداره، اومدنش توی تک تک سلول هامون شادی و شعف ایجاد نمیکنه
مشکلات مالی بیداد میکنه، هیچی سر جاش نیست،
بخور بخورها، فساد ، اقتصاد فلج شده و ....
همه رو میدونیم.
اما مگه میشه بشینیم و همش از غصه ها بنویسم؟
مگه این غصه ها تموم میشن؟
گاهی واقعا باورم اینه که ماسک زدن بهترین روشه برای مقابله با این همه غصه.
برا اغلب شون کاری از دست مون برنمیاد
در مقابل بعضی غصه ها نمیشه کاری کرد.
فقط آرزو میکنم توی این سال یکه پیش رومونه، نه با ماسک روی صورت و الکی
بلکه از ته دل بخندی و خوشحال باشی
بیای پست سه فروردینت رو  بخونی و بخندی و بگی به چه چیزایی فکر میکردم.
تلقین کردن گاهی لازمه ی زندگیه.
دست های خدا پر از معجزه است.
قرار نیست یهو همه چیز اوکی بشه
قرار نیست رفته ها برگردن، مرده ها زنده بشن
اما آدمیزاد نیاز به امید داره تا بتونه ادامه بده.
عشق میتونه دوباره اتفاق بیوفته
زندگی در جریانه
نه نیست . حال من که خیلی وقته خوب نیست و این روزها واقعا واقعا دیگه خوب نیست . یک بریدن کامل . نه دیگه عید نیست . واقعا عید نیست و یه روز عادیه .. نشنینیم بنویسیم؟؟ بخندیم به چی؟ به بدبختی ؟ تا چقدر ؟ یه سال؟ دو سال؟ پنج سال؟ ده سال؟ سیزده سال؟
میدونی گاهی آدم دیگه از ماسک زدن هم خسته میشه. یعنی ماسک دیگه روی صورتش نمی مونه . ..
ممنونم برای آرزوی قشنگت ... خدا از دهنت بشنوه که خیلی جاجتمندم ... دلم خیلی خیلی گرفته . خیلی گرفته . خیلی گرفته . می دونی اتفاقی افتاده که دیگه امیدی به هیچی ندارم . واقعا حس خالی شدن بدترین حسیه که میشه باشه . و این اولین پست من برای عیده که انقدر غمگینه .. همیشه با گریه عکس های شاد گذاشتم و تبریک گفتم . اما این بار .. نشد ... هر کار کردم .
زندگی ... در جریان داره پدرمون رو در میاره ..
ولی ممنونم از نظر قشنگت و دلگرمیت ... برام با ارزش بود نسرین عزیز.
خدا حال دل هممون رو خوب کنه:(
الهام جان مشتاق نوشتار .. چه عجب از این ورها .. ممنونم آمدی ..
آره خدا حال دل همه ما رو خوب کنه ... چون خود من دیگه تحمل این غم رو ندارم . این همه غم دیگه داره تمومم می کنه ...

تصمیم امسالم وقت بیشتر برای وبلاگم بود:)
اختیار دارین ما سعادت نداشتیم بیایم

ان شا الله همه چیز درست میشه:)
نظر لطفته الهام جان . تصمیم خوبی گرفتی . بیشتر باش تا بیشتر در خدمتت باشیم . خواهش می کنم کم سعادتی ما بوده عزیز این حرفها چیه ..
امیدوارم .. دلم خیلی گرفته .. خیلی
خدتمت از ماست جناب هاتف عزیز

هرچی خیره پیش میاد ان شا الله:)
قربان شما ..
والا هرچی خیره که فعلا خیرها توی .... بدی ها افتاده ...
چقد طولانین پستات =///
مرسی که آمدی ..
پست هایی که قراره یک محتوایی رو به مخاطب بدن معمولا طولانی ان . ما داریم وبلاگ می نویسیم و نمی تونیم ازش حذف کنیم . کوتاه نوشتن برای پلتفرم هایی چون توییتر و تلگرامه .چون محتواست ببخشید باید اندازش انقدر باشه .
می تونی بخونیش و شروع کنی به عادت کردنش یا هم می تونی بیخیالش بشی و نخونیش .. بهرحال ممنونم امدی
:) 
خوندنو دوس دارم برا همین ازش خسته نمیشم :)

اگر خوندن رو دوست داری پس طولانی بودن پست ها باید برات عادی باشه :)
دستم خورد اشتباهیی خصوصی شد =/ 
اوهوم . اشکالی نداره
برای خیلی ها نوروز واقعا نوروز نبود . واقعا نوروز نبود . واقعا نوروز نبود .
آدم چقدر دیگه می تونه تحمل کنه؟
خیلی بیشتر از اونچه ک فکرش رو بکنید .. 
ظرفیت تحمل ادما خیلی زیاده ... شاید فکر کنن ک این اتفاق بدترین اتفاقه و دیگ نمیتونن تحمل کنن اما بعد چند وقت یه اتفاق بدتر میفته و ... 
فقط این وسط گاهی وقتا هس ک روح ادم اونقدر خسته میشه ک همه چیزو رها میکنه ... 
همون . جریان سر همونه .. تحمل رو با سر شدگی یکی نکن
از یه جا به بعد تحمل نمی کنی .. سر میشی ... دیگه برات مهم نیست چی میشه . عملا مست میشی . دیگه بحث تحمل کردن نیست . دیگه خودت نیستی . دیگه میشی یه آدم دیگه .. فقط می شینی و نگاه می کنی که چطور این رورگار داره بلا سرت میاره و داغونت می کنه به همین راحتی . دیگه این اسمش تحمل کردن نیست ..
شرایط زندگی اینطوریه که وقتی داری تحمل می کنی پس صد تا کار می کشی انجام بدی ولی وقتی شل میشی .. فقط غریزی زندگی می کنی .. همین و بس . شل شل میشی . دیگه هیچی هیچی برات مهم نیست و در نهایت می خوای بمیری.
متاسفانه درسته ... 
شاید تحمل نیس فقط گذر زمانه ... گذر زمانی ک هر لحظش ادمو بیشتر از لحظه قبلش داغون میکنه ... 
چیزی ک این وسط بده شاید خیلی بد ادم از خودش زده میشه وقتی میبینه نمیتونه کاری انجام بده یا حتی دیگ توانی برای مقابله نداره به حس تنفر از خودش میرسه ک بعدا تبدیل میشه ب بی حسی ... 
تهش ب این میرسه ک شاید اگ نبود همه چیز بهتر بود 
من الان روی همون نقطه آخرم .
امیدوارم برگردین از اون نقطه اخر و همه چیز بشه همونطوری ک میخاین اونم تو لحظه ای ک فکرشو نمیکنی
کاش میشد و می تونستم درست مثل تو انقدر امیدوار باشم که بتونم شاید یه روزی یه نقطه ای بیاد ...
هی .. چه عرض کنم ... هر کسی یه نقطه پایانی یه روز داره
چقدر این متن برایم ملموس بود.امیدوارم حال دل شما و همه آنهایی که این دردها را حس میکنند بهتر شود.

جه عرض کنم ..
چقدر این متن برایم ملموس بود.امیدوارم حال دل شما و همه آنهایی که این دردها را حس میکنند بهتر شود.

انشاالله
اگر بیانی هستید روی وارد شوید کلیک کنید تا مشخصات شما به صورت خودکار ظاهر شود.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan