هاتف

وبلاگ شخصی هاتف

به: آقای محسن نامجو

جناب آقای محسن نامجوی گرامی .. چه کردین ؟ چه کردین؟؟

غم مادر رو با این بغض به جگرمان رساندی و جگرمون رو سوزوند .. چه کردین با اون اجرای طلوع من .. با این پسر توی غربت با اون بغض چه کردین؟؟ چه کار کردین؟؟

نگفتین .. شاید یه هاتفی توی غربت با شنیدن این آهنگ با اون بغض رو از درونش هیچی نمونه و اشکش تند تند بی وقفه ... بریزه روی کیبورد و اشک بعدی فرصت نده اشک قبلی به زمین برسه ... که با شنیدن این بغض ... بغض سالش بترکه و نفسش برگرده؟ و حتی دستش برای پاک کردن اشک هاش بالا نیاد .. و گلو درد بگیره از بغضی که اشک شده و اونقدر بزرگه که اشک تغییری بهش نداده ... آقای نامجو چه کردین؟ چه تحریر های بغضناکی که نفس آدم رو ببره .. یادش بیفته که زندگی همش درده .. همش دوریه .. همش طرد شدنه .. همش از دست دادنه .. دستاش بلرزه .. و قفل کنه ... لب هاش بلرزه و زل بزنه به ویدیو و مست شه .. بکنه .. روحش بکنه و از بدنش بره بیرون ... گم بشه توی این بغضی که توی صدا بود .. گم بشه توی ملودی .. توی شعر .. که دوست داره بره توی ویدیو و بغلتون کنه و باهم دردهاتون رو زار بزنین ..

یه جوان عاشق ساکن کوی غربت .. با اجرای طلوع شما .. غروب کرد و طلوع کرد .. چه کردین با دل عاشق ما؟

آقای نامجو با قلب عاشق منی که توی غربت چهار دیواری غم دورم رو احاطه کرده چه کردین .. آقای نامجو چه کردین که دیگه من هاتف نیستم .. دیگه من هیچی نیستم .. چقدر تموم شدم توی این زیبایی .. توی این عشق .. توی این تک به تک تحریرها .. داغ دلم تازه شد ... از این زمزمه های خوندن ... 

آقای نامجو با بغض صدا زار زدم و زدم و زدم ..

بهتون تسلیت میگم .. امیدوارم .. یه روز غم تموم شه .. یه روز ما هم در این لعنتی به اسم کالبد نباشیم ..

باعثش رو لعنت ... باعث هررر غمی رو لعنت ...

دیگه اینطوری نمیشه. مثل اینکه باید برم گوشش بدم ببینم چی خونه که همه میگن :(
خیلی غم ات میگیره . خیلی .
خودت می دونی ...
شما نبودی تو کنسرتش؟ باید ویدیوش رو ببینم
چقدر سختش بوده. چطور با اون وضعیت کنسرت اجرا کرد!
میشه گفت که می خواسته اون کنسرت رو بره به عشق مادرش .. که به مادرش بگه زنده است و قویه .. و می تونه کنسرت بذاره ..
شاید فکرش این بوده .
عالی بود این آلبومش...جگرمو سوزوند نامجو با این آلبوم ...
توی کنسرت اصن غوغا کرد
عالی بود عالی عالی عالی
خیلی عالی.
بعد از اینکه گفتی تازه دیدم
واقعا حس معرکه‌ای داشت
این میزان زلالی .....
امیدوارم هیچ غریبِ دور از وطنی به چنین داغی گرفتار نشه
مخصوصا شما آقا هاتف
خیلی دردناک بود ..
خدا باعث بانی غم رو لعنت کنه ..
قربونت نسرین جان . ممنون
امیدوارم به چنین غمی دچار نشوید آقا هاتف.
صدای نامجو همیشه برای من خاص بوده.
دیگه شدم ....
اگر بیانی هستید روی وارد شوید کلیک کنید تا مشخصات شما به صورت خودکار ظاهر شود.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan