هاتف

وبلاگ شخصی هاتف

۲۲بهمن و میان دوره

گروه  ۴۰۴ مخابرات کرمانشاه .

کرمانشاه هوای واقعا سردی داره. به حدی که آب توی لوله ها یخ میزد و ما باید منتظر میشدیم کمی ظهر بشه و هوا گرم تر بشه که بشه آب بیاد و ما بتوانیم ظرفهایمان را بشوییم .هوا به شدت سرد بود . این پادگان کوچک و نقلی بود و آموزشگاه دوره تخصصی کد بود . روز اولی که وارد شدیم خیلی فضای عجیبی داشت و امکاناتش خوب نبود. فقط یک تلفن دم در دژبانی داشت. یعنی برای یک تلفن زدن باید وضعیت کامل می کردی.

نمی شد با دمپایی بروی مثلا. پدر می گفت از بس از اون کرمان به دوس دخترت زرت و زرت زنگ زدی آخر انداختنت مخابرات و رسته ات شد جنگال(حنگ الکترونیک) . مخابرات چی شدی . خیلی دروس سختی بود. در مورد بی سیم های جنگی و بی سیم های روی خودرو و دستور کار ارتباطات و سیستم های مخابراتی و تلفن ها و.. . خیلی اطلاعات خوبی بود ولی و خوشحالم که این اطلاعات رو کسب کردم.

من انگلیسی بلد بودم . حاج آقای عقیدتی سیاسی هم داشت زبان یاد می گرفت. رفتم دفترش و گفت خب این متن رو ترحمه کن . یک متن خیلی سخت انگلیسی در حد تافل جلوی من گذاشت. من براش ترجمه کردم با اینکه چند کلمه اش رو بلد نبودم .  در نهایت یک کتاب Lets Go به من داد که بهش زبان یاد بدم . اتاق مجللی هم داشت. خودش بیشتر دوست داشت کامپیوتر یاد بگیره و من هم ویندوز XP و بهش تا جایی که تونستم یاد دادم.

وارد شدن به عقیدتی سیاسی همانا و کارهایی که در عمرم نکرده بودم کردن همانا. از مسجد داری و تدریس زبان بگیرین تا موذنی و مکبری و خواندن زیارت عاشورا. جام توی عقیدتی بد نبود . برای حفظش خیلی خیلی خیلی تلاش باید می کردم . با این صدا موذنی کردن خیلی باید اعتماد به نفس میداشتم ولی مجبور بودم و اذان هم گفتم ..

متاسفانه بوفه خیلی کوچکی داشت و عموما خرید هایمان را به بچه هایی که بیرون می رفتن می گفتیم بخرند و بیارند . اون زمان سریالی هم به اسم زمانه در حال پخش بود که طرفدار داشت. یعنی یادم هست که یک آسایشگاه جمع می شدن دور تلوزیون و این سریال رو نگاه می کردند. حمید گودرزی و پریناز ایزدیار بازی کرده بودند. محیط پادگان هیچ فرقی با زندان نداره . آدم از درون یک جعبه بیرون رو می بینه. من خیلی دلتنگ تهران بودم . توی مرخصی ها زیاد این طرف و آن طرف نمی رفتم . همیشه در خانه بودم . زیاد هم برای کسی مهم نبود

به هرحال بزودی باید بازگردم به همان جا و ادامه خدمت تا دوماه دورکد هم تمام بشود . این مدت هم می نویسم. می خواستم وبلاگ رو ببندم ولی نمی بندم. هر زمان آمدم در خدمتتون هستم. بهم ایمیل بدین اگر دوست داشتین توی مرخصی ها می خونم ایمیل هاتون رو.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan